
با دکلمه ای که همراهِ ربّنای شجریان کرد، جان گرفتمحمدباقر رضایی در توصیف غلامعلی امیرنوری ـ گوینده قدیمی رادیو ـ چنین یادآور می شود: آن زمان به جای اینکه ما نویسنده ها برای گوینده برنامه بنویسیم که متن را چطور بخواند، - چند نفر از دوستانش تصمیم گرفتند به او نصیحت کنند شعر گفتن را کنار بگذارد، اما نگفتند، ترسیدند به او بَر بخورَد. چون بیش از حد ناز بود، و بسیار هم طنّاز بود. یکی از صدابردارانِ برنامه هاش، شیخ محسنِ فراهانی، که جوان مانده ای اهلِ بحث و فحص است، روایت می کند که: با امیر نوری باید مدتی اُخت و دمخور باشی تا آن رویِ محضرش را درک کنی. آنجاست که خودِ واقعی اش را رو می کند و قیامتی به پا می شود. حال و حولِ گفتاری اش وقتی از زیبایی ها دَم می زند، چنان سرِ حال می آوَرَدت که مثل خودش از خود بیخود می شوی. رندیِ عافیت سوزی دارد و همه ی ما را هنگام ضبطِ برنامه، حسابی می نوازد و می سازد . دیگران هم او را اهل طنز و مطایبه می دانند. صادقِ رحمانی نقل می کند که: روزی استاد نوری را در راهی دیدم. با لحنی جدی به من گفت: صادق، همه چیز گران شده، روز به روز هم داره بدتر میشه! گفتم چطور استاد؟ من که سرم به کار خودمه و از اطراف بی خبرم! گفت: رادیو هم اعلام کرده که همه چیز گران خواهد شد! گفتم: اگه رادیو گفته، درست گفته، چون از قدیم گفتن حرفِ راست رو باید از رادیو شنید. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |