
رفتی و یک بار به من نگفتی مادر/ و خون بند نیامد که نیامد!تصویری «روایت طُف» از اجتماع عظیم عشیره عاشورا با عنوان «پلک هفتم؛ قرآن جیبی» منتشر شد. - به گزارش ، دست اندرکاران مجموعه فطرس به عنوان مرکز حفظ و نشر آثار محمود کریمی ذاکر اهل بیت (ع) هشتمین نماهنگ از پروژه روایت طَف در چارچوب اجتماع عظیم عشیره عاشورا را منتشر کردند. طَف نام دیگر سرزمین کربلاست که در ادبیات مرثیه خوانی و ذکر مصائب حضرت امام حسین (ع) از این عنوان بسیار شده که دربرگیرنده عنوان کربلای معلی است. در متن هفتمین نماهنگ پروژه روایت طف با متن و گویندگی حامد عسگری با عنوان پلک هفتم، قرآن جیبی به روایت و صدای حامد عسگری آمده است: دارد روزهای تنهایی ام یادم می رود، به این جمعیت عادت کرده ام. گریه هایشان زلالم می کند و به خنده های بچه هاشان عادت کردم. گفتم بچه؛ نوزاد بود، خنده هایش خنکای خیمه بود. مادرش در دو نفری های مادر پسری چه خواب ها که برایش ندیده بود. اولین دندانش، از شیرگرفتنش، اولین قدم های لرزانش، شمشیر زدن و کمند انداختن و به تاخت رفتنش، دامادی اش و نوه هایش. زن به همه اینها فکر می کرد، مثل همه مادرهای جهان، آنگاه که دست روی چانه و لب پایین را طفل بالا و پایین می کرد و ته دلش ضعف می رفت و نرم می خندید. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |