
یا رضا گفتمُ وا شد به نگاهت گره ها...«یا رضا گفتمُ وا شد به نگاهت گره ها/ چه خبرها که رسید از دل این پنجره ها/ یا رضا گفته و بینا شده چشمان کسی/ یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی»؛ این دو بیت شعر خلاصه تمام آن چیزی است که ما به آن اعتقاد داریم. - ایسنا/خراسان رضوی یا رضا گفتمُ وا شد به نگاهت گره ها/ چه خبرها که رسید از دل این پنجره ها/ یا رضا گفته و بینا شده چشمان کسی/ یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی ؛ این دو بیت شعر خلاصه تمام آن چیزی است که ما به آن اعتقاد داریم. ای آقا! هرکس که سراغت آمده دست خالی به خانه اش بازنگشته و لطفت شامل حالش شده، همچون آن آهویی که از ترس شکارچی سراغت آمد و پناهش دادی. ما نیز دل هایمان را به تو سپرده ایم و مطمئن هستیم که مراقبش هستی، اسرارش را پیش خود نگه می داری و بر روی زخم های آن مرحم می گذاری. مخصوصاً ما مشهدی ها که در زیر سایه ات زندگی خود را سپری می کنیم و از حال و روزمان باخبری، سایه بزرگواری و کَرَمت همیشه بر سر ما بوده و به ما و شهرمان اعتبار و هویت بخشیده است. به رویمان نمی آوری، اما خودمان خوب می دانیم که شهر ما بدون حضورت، شهری غیرقابل تصور می شد؛ شهری بدون زائر، بدون رونق و بدون معنویت که در تاریکی مطلق به سر می برد. پس چه زیبا بیان می کند آن شاعر مشهدی که در شعر محاوره اش می گوید تو میزبانی و این شهر مهمونه؛ مشهد بدون تو چارتا خیابون برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |