مطالب مرتبط:
خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟
ابتلای نیمی از جمعیت روستایی در دامغان به کرونا/ اهالی کرونا را خرافات می دانند / خود درمانی بیماران کرونایی بحران تازه
اختصاص 100 میلیارد ریال به بیماران بخش کرونا + فیلم
رتبه نخست یزد در شیوع کرونا به نسبت جمعیت در کشور / افزایش 5 برابری بستری بیماران کرونایی
شیوع گسترده کرونا در کشور / 50 درصد تخت های ICU در اشغال کرونایی ها
-21 5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 10 آبان 1399 ساعت 01:152020-10-30سياسي

خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟/عروس خانم رفته کنار بیماران کرونایی


«وارد هر اتاقی می شدیم،قبل از اینکه چیزی بگوییم،بیماران با هیجان می گفتند:«وای.

شما دوقلویید؟چقدر شبیه همدیگه اید.

»من و فاطمه با تعجب می گفتیم: - گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی: رقابت همیشگی و جذاب دوقلوها این بار مغلوبه شده بود.

قُلِ کوچک تر با یک فرصت طلبی مجازی، گوی سبقت را از قُلِ بزرگ تری ربوده بود که همیشه به خاطر همان چند دقیقه زودتر به دنیا آمدن، اول صف بود و احترامش واجب! و همه اینها را مدیون کرونا" شریک شوید.

  پیام فرمانده و جان تازه جهادی ها چند روز قبل که سخنرانی کرونا" را دیدم و از سر کنجکاوی وارد سایتشان شدم و ثبت نام کردم.

فقط می خواستم بروم و ببینم آنجا چه خبر است؟ اصلاً نمی دانستم وقتی بروم، قرار است آنجا چه کاری انجام دهم.

باورم نمی شد اما یک ساعت بعد از ثبت نام، تماس گرفتند! و گفتند: اگر می توانی، فردا بیا !   خواهران دوقلوی جهادی( زهرا قدبیگی ، نفر سمت چپ/ فاطمه قدبیگی ، نفر سمت راست) ائتلاف پشت پرده دوقلوها برای خلع سلاح مادر!   حالا مانده بودم چطور موضوع را با پدر و مادرم مطرح و راضی شان کنم.

مثل همیشه، قبل از هر کسی راز دلم را به فاطمه ، خواهر دوقلویم گفتم و جواب شنیدم: منم میام.

گفتم: نه.

صلاح نیست تو بیایی.

اگر شرایط عادی بود، اصلاً نباید چنین حرفی می زدم.

بالاخره او خواهر بزرگه بود و من، خواهر کوچیکه.

اما خودش منظورم را فهمید.

تازه به خواستگارش جواب مثبت داده بود و حالا موقعیتش با قبل متفاوت بود.

اما باز هم زیر بار نرفت و گفت: چرا صلاح نیست؟ گفتم: چون خطرناکه.

معلوم نیست شرایط بیمارستان چه جوری باشه.

ممکنه بیایی و مبتلا بشی.

حرفم را قطع کرد و گفت: چه فرقی می کنه؟ اگه قرار به آلوده شدن باشه، خب تو هم بری، ممکنه آلودگی رو با خودت بیاری خونه و به ما منتقل کنی.

تا آمدم چیز دیگری بگویم، تیر خلاص را زد: اگه نذاری من بیام، به مامان میگم اجازه نده تو هم بری.

گفتم: پس بذار روز اول رو تنها برم، اوضاع بیمارستان رو ببینم.

اگه مسائل بهداشتی به خوبی رعایت می شد، میگم تو هم بیایی.

صحبت هایمان را که یکی کردیم، تازه شروع ماجرا بود.

رفتیم کنار مامان نشستیم و سر صحبت را باز کردیم.

تا موضوع را گفتیم، مادر محکم گفت: نه! هرچه اصرار کردیم، راضی نشد.

می دانستیم به حکم مادری، حق دارد نگران باشد اما دست برنداشتیم.

فاطمه گفت: مامان! ما طلبه ایم.

یادتون که نرفته؟ طلبه که فقط نباید سرش را داخل کتاب کند و درس بخواند.

طلبه باید به درد جامعه بخورد.

باید در خدمت مردم باشد.

من هم دنبال حرفش را گرفتم و گفتم: امروز که مقابله با کرونا" ما را در شرایطی که همیشه به آن فکر می کردیم، قرار داده بود و نمی خواستیم فرصت حضور در میدان خدمت را از دست بدهیم.

مامان که سکوت کرد، سراغ بابا رفتیم.

برخلاف تصورمان، مخالفتی نکرد اما گفت: هرچی مادرتون بگه.

نگاهمان دوباره سمت مامان چرخید و او بالاخره رو به من گفت: یک روز برو.

اگه مراقبت هایشان خوب بود، من حرفی ندارم.

  زهرا! همین حالا برگرد.

باید خودم را از اسلامشهر به بیمارستان امام حسین (ع) در شرق تهران می رساندم و این یعنی 2 ساعت و نیم، رفت و 2 ساعت و نیم، برگشت.

آن روز همین که پایم را در محوطه بیمارستان گذاشتم، اضطراب عجیبی به جانم افتاد.

فکر اینکه نکند بروم و اتفاقی برای خودم و خانواده ام بیفتد، پایم را سست کرد.

همان جا با یکی از دوستانم تماس گرفتم و از حس و حالم گفتم.

در جواب گفت: اگه نگران شدی، همین الان برگرد.

مهم این بود که نیت کمک داشتی.

اما هرطور بود، خودم را داخل بیمارستان کشاندم و پرسان پرسان نیروهای جهادی را پیدا کردم.

از جلسه توجیهی جا مانده بودم.

به همین دلیل ظرف چند دقیقه، شرایط را برایم توضیح دادند و توجیهم کردند چه کارهایی باید انجام دهم و چه کارهایی نباید انجام دهم مثلاً اینکه نباید در کار پرستاران دخالت کنم.

آن لباس سفید سرتاسری، کلاه و ماسک و دستکش را که به دستم دادند، دوباره وجودم پر از استرس شد.

لباس ها را پوشیدم و با همراهی یکی از نیروهای جهادی حرکت کردیم.

همین که تابلوی بخش کرونا"، ورود ممنوع را نشانم داد، حس کردم نفسم دارد بند می آید.

زهرا قدبیگی به زهرا نگاه می کنم؛ دختری که در 19 سالگی داوطلبانه به استقبال شرایط پرمخاطره ای رفته که اغلب افراد از آن فراری بوده و هستند.

و حالا با تجربیات همان دوره به ظاهر کوتاه، فرسنگ ها از آدم های اطرافش پیش افتاده.

می پرسم: آن روز بالاخره پایت به آن طرف درِ ورودی بخش کرونا" خلاصه وارد اتاق اول شدم و سلام کردم.

خانم میانسالی که روی تخت خوابیده بود، خیلی بی قرار بود.

احوالش را که پرسیدم، در جواب گفت: خیلی درد دارم.

میشه بگی بیان بهم مسکّن تزریق کنن؟ بعد از تزریق مسکّن، کنارش نشستم و صحبت مان گل انداخت.

برایم گفت فرزندی ندارد و همسرش هم فوت کرده.

غصه دار تنهایی اش شده بودم که فهمیدم به خاطر دیابت، یک پایش را هم قطع کرده اند.

با اینکه کسی در خانه منتظرش نبود اما دلش می خواست زودتر مرخص شود و برگردد خانه.

گفتم: آخه هنوز خوب نشدید.

حرفم را قطع کرد و گفت: اما خسته شدم.

روزهای بعد ارتباطم با آن خانم، صمیمی تر شد.

هر وقت وارد اتاقش می شدم، لبخند می زد و همین که حس می کردم با حضور من، احساس خوبی پیدا می کند، خوشحال می شدم.

  کاش بچه های خودمان هم مثل شما بودند روز اول به تمام اتاق ها سر زدم و با همه بیماران صحبت کردم.

اول، فکر می کردند پرستار هستم و تقاضای سرم و.

می کردند.

وقتی می گفتم: نیروی جهادی هستم، بعضی هایشان تعجب می کردند.

این عنوان به گوششان آشنا نبود.

توضیح که می دادم، کلی برایم دعای خیر می کردند.

می گفتند: خوش به حال پدر و مادرت که چنین دختری دارد و خوش به حال خودت که چنین دل و جرأتی داری.

می دانید، هیچ آشنایی میان ما و بیماران نبود اما هر وقت وارد اتاقشان می شدیم، روحیه می گرفتند.

می گفتند: شما کار بزرگی می کنید.

خانواده خود ما و بچه هایمان می ترسند بیایند ملاقات ما و نزدیکمان شوند.

اما شما می آیید کنار ما می نشینید و به ما قوت قلب می دهید.

  دوقلوهای جهادی در بیمارستان(زهرا، نفر سمت راست/ فاطمه، نفر سمت چپ) وقتی همه سراغ دوقلوها را می گیرند.

آن روز در خانه، همه جور دیگری منتظرم بودند.

وقتی برایشان از تر و تمیزی بیمارستان و دقت همه نیروها در رعایت مسائل بهداشتی گفتم، خیال همه راحت شد.

در آن میان اما فاطمه از همه خوشحال تر بود چون طبق قول و قرارمان، مطمئن شد از فردا می تواند با من همراه شود.

البته من هم تمام شرایط را برای آمدنش مهیا کرده بودم.

روز اول برای اینکه فضای خشک و غمزده اتاق های بخش کرونا"، به لطف خدا تأثیر خودش را گذاشت و آن فضای پر از غم و ناامیدی را شکست.

ما این را وقتی متوجه شدیم که یک روز به دلایلی نتوانستیم به بیمارستان برویم.

فردایش که رفتیم، یکی از پرستاران گفت: کجا بودید؟ بیماران سراغتان را می گرفتند.

مدام می پرسیدند: دوقلوها کجان؟ و همین کافی بود که قند در دل ما آب شود.

  فاطمه قدبیگی عروس رفته بالای سر بیماران بخش کرونا" مخالفت نکرد بلکه تشویقم هم کرد و گفت: دوست دارم همسرم همین طور فعال باشه.

هر کاری از دستت برمیاد، برای کمک به بیماران انجام بده.

­   زهرا قدبیگی ، نفر اول از سمت چپ/ فاطمه قدبیگی ، نفر وسط/ مهدیه محرمی ، نفر سمت راست سه تفنگداری که بمب روحیه بخش کرونا".

فاطمه که از یادآوری شیطنت هایشان خنده اش گرفته، سری تکان می دهد و در ادامه می گوید: دیگر 3 تایی می رفتیم به بیماران سر می زدیم و همین هم برایشان جذاب بود.

وارد هر اتاقی می شدیم، آنقدر سر و صدا و شیطنت می کردیم و با بیماران می گفتیم و می خندیدیم که حسابی انرژی و روحیه می گرفتند.

جوری شده بود که سفره دلشان را پیش ما باز می کردند.

یکی از خانم ها آنقدر با ما صمیمی شده بود که فیلم عروسی دخترش را در گوشی اش نشانمان داد و با خاطراتی که از آن شب شیرین برایمان تعریف کرد، حال و هوای خودش هم کلی تغییر کرد.

روزی که آن خانم مرخص شد، همسرش آمد از ما تشکر کرد که در آن روزها هوایش را داشته ایم و به او روحیه داده ایم.

البته همیشه هم اوضاع اینطور خوب و خوش نبود.

در یکی از اتاق ها، مادربزرگ خیلی مسنی بستری بود که شرایط خوبی نداشت.

وقتی وارد اتاقش شدم، فهمیدم نیاز به سرویس بهداشتی دارد.

سعی کردم کمکش کنم اما مشکل اینجا بود که آنقدر قوای بدنی اش تحلیل رفته بود که حتی نمی توانست روی پایش بایستد چه برسد به اینکه راه برود.

اوضاع طوری شد که عملاً او را کول گرفتم و تا سرویس بهداشتی بردم.

حس کردم معذب شده.

خب حق هم داشت.

هر کس برای خودش غرور و عزت نفس دارد.

با اینکه کمردرد شدیدی گرفته بودم اما به روی خودم نیاوردم و گفتم: مادر جان ناراحت نشید.

شما هم جای مادر من.

ما برای همین کارها اینجا هستیم.

  سه تفنگدار جهادی در کنار بیمار بی خانمان( مهدیه محرمی ، نفر سمت چپ/ فاطمه قدبیگی ، نفر وسط/ زهرا قدبیگی ، نفر سمت راست) حس خوبِ لقمه گرفتن برای بیمار بی خانمان از شیرین ترین اتفاق روزهای حضور در بخش کرونا" بستری بود، جور خاصی بود؛ خیلی ساکت و کم حرف.

بعد از چند روز فهمیدیم بی خانمان است.

این موضوع، خیلی ما را ناراحت کرد.

یک روز که وارد اتاقش شدیم، دیدیم روی زمین نشسته.

سه تایی کمک کردیم تا روی تخت بنشیند.

روی میزش نان و پنیر بود.

گفتم: می خواهید برایتان لقمه بگیرم؟ سرش را به علامت تأیید تکان داد و من شروع کردم به لقمه گرفتن.

لقمه ها را که یکی یکی می گرفت و در دهانش می گذاشت، هم خوشحال می شدم هم ناراحت.

خوشحال بودم که دارم کمکی هرچند کوچک به او می کنم.

اما تا یادم می افتاد بیرون از بیمارستان، نه کسی را دارد و نه سرپناهی، غصه ام می گرفت.

آنقدر ضعیف و ناتوان بود که نه می توانست راه برود و نه غذا بخورد.

با خودم می گفتم از اینجا بیرون برود، چه کسی می خواهد به او رسیدگی کند؟.

فاطمه دنبال حرف خواهرش را می گیرد و می گوید: من هم از سر زدن و کمک کردن به این بیمار، خیلی حس خوبی داشتم.

نمی دانم، احساس می کردم مثل پدرم است.

وارد اتاقش که می شدیم، فقط دلم می خواست یک کاری از من بخواهد و برایش انجام دهم.

می دانید، چون می دانستیم بی خانمان است و کسی را ندارد، برایمان عزیزتر بود و دلمان می خواست تا وقتی در بیمارستان است، حسابی به او خدمت کنیم.

  در کنار نگین (فاطمه، نفر سمت راست تخت/ سمت چپ تخت: مهدیه، نفر جلو/ زهرا، نفر عقب) نگین ، فرشته ای که داغ به دلمان گذاشت.

اما حضور در بخش کرونا" یک دختر خانم را آورده اند که شرایط خوبی ندارد.

ما نمی توانیم وارد اتاقشان شویم چون ممکن است او و مادرش معذب شوند.

شما بروید و به مادرش دلداری بدهید.

با توضیحاتی که شنیدم، فکر کردم قرار است با دختر خانم جوانی مواجه شویم اما کسی که روی تخت خوابیده بود، یک دختر نوجوان 14 ساله بود به نام نگین .

با اینکه معلولیت جسمی، مشکلات تنفسی و ناتوانی در حرف زدن، او را در شرایط سختی قرار داده بود، اما تمام تلاش مان را کردیم تا به مادرش روحیه بدهیم.

گفتم: دختر شما که کم سن وسال و شاداب است و قوای بدنی بالایی دارد.

طبقه بالا، پر از بیماران سالمندی است که همه شان دارند خوب و مرخص می شوند.

خیالتان راحت، حتماً نگین هم خوب می شود.

مادر نگین هم ارتباط خوبی با ما برقرار کرد.

می گفت: دخترم نقاشی های قشنگی می کشد.

توی فامیل، همه به او می گویند پیکاسو .

نقاشی های نگین را در گوشی اش به ما نشان داد.

واقعاً هم زیبا بودند.

به فاطمه و مهدیه گفتم: ما که به ظاهر سالم هستیم، نمی توانیم چنین نقاشی های قشنگی بکشیم.

فاطمه با تأیید حرف های خواهرش، می گوید: از لابه لای صحبت های مادر نگین متوجه شدیم چند روز دیگر تولدش است.

با حسرت می گفت: نگین می خواست برای من تولد بگیرد.

همین جمله کافی بود تا چیزی در ذهن ما جرقه بزند.

3 تایی تصمیم گرفتیم همان جا در اتاق نگین و به جای او برای مادرش تولد بگیریم.

همین که از آنجا بیرون آمدیم، برنامه ریزی و تقسیم کار کردیم.

قرار شد مهدیه، وسایل تزیین اتاق را تهیه کند و ما هم باقی وسایل جشن تولد را.

با مسئول نیروهای جهادی هم صحبت و هماهنگ کردیم.

اما.

یک روز که ما نتوانسته بودیم به بیمارستان بیاییم، برای هماهنگی های جشن تولد برای مهدیه پیام فرستادم و ضمن آن جویای احوال نگین هم شدم.

وقتی جواب پیام را دریافت کردم، خشکم زد.

مهدیه نوشته بود: نگین، فرشته شد و رفت آسمون.

  دوقلوهای جهادی در بخش کرونا"(فاطمه، نفر سمت راست/ زهرا، نفر سمت چپ) می خواستم خدا مرا ببیند گفت وگویمان به ایستگاه پایانی رسیده و دیگر وقت آن است دوقلوها برایمان بگویند دوره خدمت جهادی در بخش کرونا" برویم.

  مهدیه محرمی ، نیروی جهادی 16ساله بخش کرونا" به همراه مادرش شناسنامه ام را دستکاری می کنم؛ مثل رزمنده های دفاع مقدس.

! انگار نکته جالبی در ذهن زهرا جرقه زده که با خنده می گوید: یکی از مشکلاتی که برای فعالیت به عنوان نیروی جهادی در بخش ماندگار کرد.

انتهای پیام/ ­
کلید واژه ها: کرونا - دوقلو - بیماران کرونایی - بیماران - ثبت نام - خبرگزاری - دوقلوها - کنجکاوی - کرونایی - فرمانده - سخنرانی - کوچک تر - یک ساعت - جامعه - رقابت - فاطمه - هیجان - همیشه - دقیقه - دنیا - رفته - قرار - گروه - تماس - همان - کنار - ساعت - فرصت - شریک - سبقت

آخرین اخبار سرویس:
تمدید یک هفته ای محدودیت های کرونایی در مهاباد

کرواسی شهادت شهید فخری زاده را تسلیت گفت

واکنش دیپلمات روس به درز گزارش محرمانه آژانس درباره ایران

رایزنی ظریف با همتای کرواسی/ همدردی با ایران در پی ترور فخری زاده

کرواسی شهادت شهید فخری زاده را تسلیت گفت

تکذیب ارتباط شرکت توسکا با مجموعه بایا

در گفتگوی ظریف با وزیرخارجه کرواسی چه گذشت؟

واکنش دادستان به استفاده از «مانکن های زنده خانم» در کرمانشاه/ حکم دستگیری صاحب مغازه و مانکن ها صادر شد

ظریف: سیاست ایران دیپلماسی و گفتگوی منطقه ای است

استفاده یک مغازه از مانکن زنده خانم در کرمانشاه/ دستور دادستانی برای دستگیری صاحب مغازه و چند مانکن

توییت ظریف در حمایت از تفاهمات اخیر در خلیج فارس

ظریف: دیپلماسی و گفت و گوی منطقه ای سیاست دیرینه ایران بوده است

غریب آبادی: آژانس در ساز و کارهای محرمانگی خود بازنگری کند

ظریف: از تفاهمات اعلامی کویت در خلیج فارس استقبال می کنیم

دو نعمتی که در راس نعمت های الهی قرار دارند، چیست؟ + صوت

رایزنی وزیران امورخارجه ایران و کرواسی

ابلاغ سه قانون مصوب مجلس به دولت

ابلاغ تمدید مهلت اجرای آزمایشی قانون مالیات بر ارزش افزوده به دولت

غریب آبادی: آژانس نسبت به حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمانی مسئول است

انتقاد سفیر روسیه به درز گزارش محرمانه آژانس درباره ایران

رایزنی ظریف با همتای کرواسی/ همدردی با ایران در پی ترور فخری زاده

انتقاد سفیر روسیه به درز گزارش محرمانه آژانس درباره ایران

واکنش ایران به درز اطلاعات از آژانس

گفت وگوی تلفنی وزیر خارجه کرواسی با ظریف/ همدردی با ایران در پی ترور شهید فخری زاده

رقم سنگینی که ستاد انتخاباتی ترامپ به جیب زد

مشارکت 30 هزار نفر در «طرح شهید سلیمانی» به دنبال بیماریابی در محله های گلستان

آسیب شناسی مشکلات فارس با رویکردی جهادی

بررسی روابط دوجانبه ایران و کرواسی در تماس تلفنی ظریف با همتای کرواسی خود

مشارکت 3 هزار نفر در «طرح شهید سلیمانی» به دنبال بیماریابی در محله های گلستان

مرحوم جعفر الهادی نویسنده ای متفکر ،مترجمی مسلط و فقیهی ژرف اندیش بود

مرحوم جعفر الهادی خدمات ویژه ای در مسیر مکتب اهل بیت(ع) در داخل و خارج داشت

رایزنی وزیران امورخارجه ایران و کرواسی

انتقام شهید فخری زاده، مطالبه به حق مردم/ قوی شدن یعنی پایان تمام مشکلات

ابلاغ سه قانون مصوب مجلس به دولت توسط قالیباف

از تفاهمات اعلامی کویت در خلیج فارس استقبال می کنیم

بررسی موضوعات مربوط به برجام محور گفت وگوی وزرای خارجه ایران و کرواسی

سومین جشنواره «شهروندان برگزیده» در همدان آغاز شد

فعالیت گروه های جهادی مدیران را از رسیدگی مشکلات مردم غافل نکند

ابوترابی فرد: امروز رهبر انقلاب شاهد به زباله افتادن کسانیست که دیروز ادعای قدرت می کردند

آژانس در ساز و کار های محرمانگی خود بازنگری کند

ایراد طرح برجامی مجلس از نظر علی مطهری

سومین جشنواره «شهروندان برگزیده» در همدان آغاز شد

امام جمعه قم: انتخابات آمریکا مسئولان را سست نکند

ظریف: سیاست ایران دیپلماسی و گفتگوی منطقه ای است

سومین جشنواره «شهروند برگزیده» در همدان آغاز شد

عمده بار سنگین حوزه های علمیه بردوش عده کمی است/ دشمنان علیه باورهای دینی و مذهبی هم قسم شده اند

برگزاری گرامیداشت شهید فخری زاده توسط انجمن دانشجویان ایرانی مسکو

اهالی بندرامام خواستار برخورد با مقصران آبگرفتگی شدند

وصیت نامه چیست؟

اهالی بندرامام خواستار برخورد با مقصران آبگرفتگی شدند

غریب آبادی: آژانس در سازوکارهای محرمانگی خود بازنگری کند

چهاردهمین روز اعمال محدودیت های دوهفته ای کرونا

ظریف: سیاست ایران دیپلماسی و گفتگوی منطقه ای است

غریب آبادی: آژانس در سازوکارهای محرمانگی خود بازنگری کند

مشارکت 3 هزار نفر در «طرح شهید سلیمانی» در گلستان/ «طرح شهید سلیمانی» به دنبال بیماریابی در محله هاست

سومین جشنواره «شهروند برگزیده» در همدان آغاز شد

دادستان کرمانشاه به استفاده از مانکن زنده در مغازه ای واکنش نشان داد

کیش پیشگام در اجرای طرح ملی شهید حاج قاسم سلیمانی

فعالیت گروه های جهادی مدیران را از رسیدگی مشکلات مردم غافل نکند

کار جالب فرمانداری حاجی آباد/ برنامه ریزی برای برگزاری جشنواره مجازی زبان مادری در شمال هرمزگان

معرفی کتاب «مردهای مرز شرقی» (سجاد خالقی، 1399) | هم بستریِ تاریخ و حماسه

دیدار موسوی با رییس مجلس عالی جمهوری خودمختار نخجوان

غریب آبادی: آژانس نسبت به حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمانی مسئول است

واکنش ظریف به تفاهمات کشورهای حاشیه خلیج فارس

واکنش غریب آبادی نسبت به درز اطلاعات و گزارشات محرمانه آژانس بین المللی انرژی اتمی

با ترور دانشمند هسته ای ایران، منطقه در دهانه آتشفشان قرار می گیرد

ضعف شدید وزارت خارجه در دیپلماسی با کشورهای همسایه

واکنش علی مطهری به قانون برجامی مجلس؛ زود متولد شد | این قانون تیغ دو دم است

رییس جمهوری ونزوئلا: الیوت آبرامز به همسرم پیشنهاد کرده که در ازای طلاق از حمایت بی قید و شرط آمریکا برخوردار می شود

حمایت از چهارهزار یتیم به نیت شهدای استان + فیلم

ظریف: از تفاهمات اعلامی کویت در خلیج فارس استقبال می کنیم

غریب آبادی:آژانس باید در سازوکارهای محرمانگی خود بازنگری کند

آژانس نسبت به حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمانی مسئول است

حمایت ایران از تفاهمات اعلامی کویت در خلیج فارس

ظریف: از تفاهمات اعلامی کویت در خلیج فارس استقبال می کنیم

قانون هسته ای مجلس می تواند باعث ادامه تحریم ها شود /مجلس باید ابتدا رفتار دولت جدید آمریکا را می دید

مراسم گرامیداشت شهید فخری زاده یکشنبه برگزار می شود

حمایت از چهار هزار یتیم به نیت شهدای استان + فیلم

دیدار سفیر ایران در باکو با رییس مجلس نخجوان

دادستان کرمانشاه به استفاده از مانکن زنده در مغازه ای واکنش نشان داد

واکنش ایران به درز گزارش آژانس انرژی اتمی

ابلاغ سه قانون مصوب مجلس به دولت

در واکنش به خبر فارس/ دادستان: واحدی که از «مانکن زنده» استفاده کرده بود، پلمب می شود

حداقل باید 35 درصد به دستمزد کارگران اضافه شود

آژانس نسبت به حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمانی مسئول است

واکنش دادستان کرمانشاه به استفاده از «مانکن های زنده خانم» در ویترین مغازه ای

شهید محسن فخری زاده؛ پدر هسته ای ایران

پیکر حجت الاسلام والمسلمین جعفر الهادی در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد

برنامه امتحانات دی ماه 99 طلاب سطوح عالی حوزه علمیه قم اعلام شد + جدول

واکنش دادستان کرمانشاه به استفاده از مانکن های زنده خانم در ویترین مغازه ای

محکومیت ترور شهید فخری زاده از سوی امام جمعه خرمشهر

دیدار سفیر ایران در باکو با رییس مجلس نخجوان

گام دیگر دستگاه قضا در حوزه مدیریت شهری بندرعباس/ احداث بوستان 6 هکتاری در یکی از محلات

رییس جمعیت هلال احمر رامهرمز روز جهانی داوطلب را تبریک گفت

غریب آبادی: آژانس در سازوکارهای محرمانگی خود بازنگری کند

داوطلبان هلال احمر فریادرس قشر ضعیف جامعه

ابلاغ سه قانون مصوب مجلس به دولت

چادر مشکی شهرکرد در جمع دانش بنیان های کشور

واکنش دادستان کرمانشاه به استفاده از مانکن های زنده خانم در ویترین مغازه ای

علی مطهری: قانون هسته ای مجلس می تواند باعث ادامه تحریم ها شود /مجلس باید ابتدا رفتار دولت جدید آمریکا را می دید

خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟/عروس خانم رفته کنار بیماران کرونایی

خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟/عروس خانم رفته کنار بیماران کرونایی