مطالب مرتبط:
تاثیرات منفی شیوع کرونا بر مشاغل بخش انرژی
اختصاص 100 میلیارد ریال به بیماران بخش کرونا + فیلم
تاثیرات منفی شیوع کرونا بر مشاغل بخش انرژی
بستری 263 بیمار در بخش های کرونا / 37 نفر ترخیص شدند
فوت قاضی حداد بر اثر کرونا تایید شد
-21 5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 10 آبان 1399 ساعت 01:052020-10-30سياسي

خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟


«وارد هر اتاقی می شدیم،قبل از اینکه چیزی بگوییم،بیماران با هیجان می گفتند:«وای.

شما دوقلویید؟چقدر شبیه همدیگه اید.

»من و فاطمه با تعجب می گفتیم: - گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی: رقابت همیشگی و جذاب دوقلوها این بار مغلوبه شده بود.

قُلِ کوچک تر با یک فرصت طلبی مجازی، گوی سبقت را از قُلِ بزرگ تری ربوده بود که همیشه به خاطر همان چند دقیقه زودتر به دنیا آمدن، اول صف بود و احترامش واجب! و همه اینها را مدیون کرونا" شریک شوید.

  پیام فرمانده و جان تازه جهادی ها چند روز قبل که سخنرانی کرونا" را دیدم و از سر کنجکاوی وارد سایتشان شدم و ثبت نام کردم.

فقط می خواستم بروم و ببینم آنجا چه خبر است؟ اصلاً نمی دانستم وقتی بروم، قرار است آنجا چه کاری انجام دهم.

باورم نمی شد اما یک ساعت بعد از ثبت نام، تماس گرفتند! و گفتند: اگر می توانی، فردا بیا !   خواهران دوقلوی جهادی( زهرا قدبیگی ، نفر سمت چپ/ فاطمه قدبیگی ، نفر سمت راست) ائتلاف پشت پرده دوقلوها برای خلع سلاح مادر!   حالا مانده بودم چطور موضوع را با پدر و مادرم مطرح و راضی شان کنم.

مثل همیشه، قبل از هر کسی راز دلم را به فاطمه ، خواهر دوقلویم گفتم و جواب شنیدم: منم میام.

گفتم: نه.

صلاح نیست تو بیایی.

اگر شرایط عادی بود، اصلاً نباید چنین حرفی می زدم.

بالاخره او خواهر بزرگه بود و من، خواهر کوچیکه.

اما خودش منظورم را فهمید.

تازه به خواستگارش جواب مثبت داده بود و حالا موقعیتش با قبل متفاوت بود.

اما باز هم زیر بار نرفت و گفت: چرا صلاح نیست؟ گفتم: چون خطرناکه.

معلوم نیست شرایط بیمارستان چه جوری باشه.

ممکنه بیایی و مبتلا بشی.

حرفم را قطع کرد و گفت: چه فرقی می کنه؟ اگه قرار به آلوده شدن باشه، خب تو هم بری، ممکنه آلودگی رو با خودت بیاری خونه و به ما منتقل کنی.

تا آمدم چیز دیگری بگویم، تیر خلاص را زد: اگه نذاری من بیام، به مامان میگم اجازه نده تو هم بری.

گفتم: پس بذار روز اول رو تنها برم، اوضاع بیمارستان رو ببینم.

اگه مسائل بهداشتی به خوبی رعایت می شد، میگم تو هم بیایی.

صحبت هایمان را که یکی کردیم، تازه شروع ماجرا بود.

رفتیم کنار مامان نشستیم و سر صحبت را باز کردیم.

تا موضوع را گفتیم، مادر محکم گفت: نه! هرچه اصرار کردیم، راضی نشد.

می دانستیم به حکم مادری، حق دارد نگران باشد اما دست برنداشتیم.

فاطمه گفت: مامان! ما طلبه ایم.

یادتون که نرفته؟ طلبه که فقط نباید سرش را داخل کتاب کند و درس بخواند.

طلبه باید به درد جامعه بخورد.

باید در خدمت مردم باشد.

من هم دنبال حرفش را گرفتم و گفتم: امروز که مقابله با کرونا" ما را در شرایطی که همیشه به آن فکر می کردیم، قرار داده بود و نمی خواستیم فرصت حضور در میدان خدمت را از دست بدهیم.

مامان که سکوت کرد، سراغ بابا رفتیم.

برخلاف تصورمان، مخالفتی نکرد اما گفت: هرچی مادرتون بگه.

نگاهمان دوباره سمت مامان چرخید و او بالاخره رو به من گفت: یک روز برو.

اگه مراقبت هایشان خوب بود، من حرفی ندارم.

  زهرا! همین حالا برگرد.

باید خودم را از اسلامشهر به بیمارستان امام حسین (ع) در شرق تهران می رساندم و این یعنی 2 ساعت و نیم، رفت و 2 ساعت و نیم، برگشت.

آن روز همین که پایم را در محوطه بیمارستان گذاشتم، اضطراب عجیبی به جانم افتاد.

فکر اینکه نکند بروم و اتفاقی برای خودم و خانواده ام بیفتد، پایم را سست کرد.

همان جا با یکی از دوستانم تماس گرفتم و از حس و حالم گفتم.

در جواب گفت: اگه نگران شدی، همین الان برگرد.

مهم این بود که نیت کمک داشتی.

اما هرطور بود، خودم را داخل بیمارستان کشاندم و پرسان پرسان نیروهای جهادی را پیدا کردم.

از جلسه توجیهی جا مانده بودم.

به همین دلیل ظرف چند دقیقه، شرایط را برایم توضیح دادند و توجیهم کردند چه کارهایی باید انجام دهم و چه کارهایی نباید انجام دهم مثلاً اینکه نباید در کار پرستاران دخالت کنم.

آن لباس سفید سرتاسری، کلاه و ماسک و دستکش را که به دستم دادند، دوباره وجودم پر از استرس شد.

لباس ها را پوشیدم و با همراهی یکی از نیروهای جهادی حرکت کردیم.

همین که تابلوی بخش کرونا"، ورود ممنوع را نشانم داد، حس کردم نفسم دارد بند می آید.

زهرا قدبیگی به زهرا نگاه می کنم؛ دختری که در 19 سالگی داوطلبانه به استقبال شرایط پرمخاطره ای رفته که اغلب افراد از آن فراری بوده و هستند.

و حالا با تجربیات همان دوره به ظاهر کوتاه، فرسنگ ها از آدم های اطرافش پیش افتاده.

می پرسم: آن روز بالاخره پایت به آن طرف درِ ورودی بخش کرونا" خلاصه وارد اتاق اول شدم و سلام کردم.

خانم میانسالی که روی تخت خوابیده بود، خیلی بی قرار بود.

احوالش را که پرسیدم، در جواب گفت: خیلی درد دارم.

میشه بگی بیان بهم مسکّن تزریق کنن؟ بعد از تزریق مسکّن، کنارش نشستم و صحبت مان گل انداخت.

برایم گفت فرزندی ندارد و همسرش هم فوت کرده.

غصه دار تنهایی اش شده بودم که فهمیدم به خاطر دیابت، یک پایش را هم قطع کرده اند.

با اینکه کسی در خانه منتظرش نبود اما دلش می خواست زودتر مرخص شود و برگردد خانه.

گفتم: آخه هنوز خوب نشدید.

حرفم را قطع کرد و گفت: اما خسته شدم.

روزهای بعد ارتباطم با آن خانم، صمیمی تر شد.

هر وقت وارد اتاقش می شدم، لبخند می زد و همین که حس می کردم با حضور من، احساس خوبی پیدا می کند، خوشحال می شدم.

  کاش بچه های خودمان هم مثل شما بودند روز اول به تمام اتاق ها سر زدم و با همه بیماران صحبت کردم.

اول، فکر می کردند پرستار هستم و تقاضای سرم و.

می کردند.

وقتی می گفتم: نیروی جهادی هستم، بعضی هایشان تعجب می کردند.

این عنوان به گوششان آشنا نبود.

توضیح که می دادم، کلی برایم دعای خیر می کردند.

می گفتند: خوش به حال پدر و مادرت که چنین دختری دارد و خوش به حال خودت که چنین دل و جرأتی داری.

می دانید، هیچ آشنایی میان ما و بیماران نبود اما هر وقت وارد اتاقشان می شدیم، روحیه می گرفتند.

می گفتند: شما کار بزرگی می کنید.

خانواده خود ما و بچه هایمان می ترسند بیایند ملاقات ما و نزدیکمان شوند.

اما شما می آیید کنار ما می نشینید و به ما قوت قلب می دهید.

  دوقلوهای جهادی در بیمارستان(زهرا، نفر سمت راست/ فاطمه، نفر سمت چپ) وقتی همه سراغ دوقلوها را می گیرند.

آن روز در خانه، همه جور دیگری منتظرم بودند.

وقتی برایشان از تر و تمیزی بیمارستان و دقت همه نیروها در رعایت مسائل بهداشتی گفتم، خیال همه راحت شد.

در آن میان اما فاطمه از همه خوشحال تر بود چون طبق قول و قرارمان، مطمئن شد از فردا می تواند با من همراه شود.

البته من هم تمام شرایط را برای آمدنش مهیا کرده بودم.

روز اول برای اینکه فضای خشک و غمزده اتاق های بخش کرونا"، به لطف خدا تأثیر خودش را گذاشت و آن فضای پر از غم و ناامیدی را شکست.

ما این را وقتی متوجه شدیم که یک روز به دلایلی نتوانستیم به بیمارستان برویم.

فردایش که رفتیم، یکی از پرستاران گفت: کجا بودید؟ بیماران سراغتان را می گرفتند.

مدام می پرسیدند: دوقلوها کجان؟ و همین کافی بود که قند در دل ما آب شود.

  فاطمه قدبیگی عروس رفته بالای سر بیماران بخش کرونا" مخالفت نکرد بلکه تشویقم هم کرد و گفت: دوست دارم همسرم همین طور فعال باشه.

هر کاری از دستت برمیاد، برای کمک به بیماران انجام بده.

­   زهرا قدبیگی ، نفر اول از سمت چپ/ فاطمه قدبیگی ، نفر وسط/ مهدیه محرمی ، نفر سمت راست سه تفنگداری که بمب روحیه بخش کرونا".

فاطمه که از یادآوری شیطنت هایشان خنده اش گرفته، سری تکان می دهد و در ادامه می گوید: دیگر 3 تایی می رفتیم به بیماران سر می زدیم و همین هم برایشان جذاب بود.

وارد هر اتاقی می شدیم، آنقدر سر و صدا و شیطنت می کردیم و با بیماران می گفتیم و می خندیدیم که حسابی انرژی و روحیه می گرفتند.

جوری شده بود که سفره دلشان را پیش ما باز می کردند.

یکی از خانم ها آنقدر با ما صمیمی شده بود که فیلم عروسی دخترش را در گوشی اش نشانمان داد و با خاطراتی که از آن شب شیرین برایمان تعریف کرد، حال و هوای خودش هم کلی تغییر کرد.

روزی که آن خانم مرخص شد، همسرش آمد از ما تشکر کرد که در آن روزها هوایش را داشته ایم و به او روحیه داده ایم.

البته همیشه هم اوضاع اینطور خوب و خوش نبود.

در یکی از اتاق ها، مادربزرگ خیلی مسنی بستری بود که شرایط خوبی نداشت.

وقتی وارد اتاقش شدم، فهمیدم نیاز به سرویس بهداشتی دارد.

سعی کردم کمکش کنم اما مشکل اینجا بود که آنقدر قوای بدنی اش تحلیل رفته بود که حتی نمی توانست روی پایش بایستد چه برسد به اینکه راه برود.

اوضاع طوری شد که عملاً او را کول گرفتم و تا سرویس بهداشتی بردم.

حس کردم معذب شده.

خب حق هم داشت.

هر کس برای خودش غرور و عزت نفس دارد.

با اینکه کمردرد شدیدی گرفته بودم اما به روی خودم نیاوردم و گفتم: مادر جان ناراحت نشید.

شما هم جای مادر من.

ما برای همین کارها اینجا هستیم.

  سه تفنگدار جهادی در کنار بیمار بی خانمان( مهدیه محرمی ، نفر سمت چپ/ فاطمه قدبیگی ، نفر وسط/ زهرا قدبیگی ، نفر سمت راست) حس خوبِ لقمه گرفتن برای بیمار بی خانمان از شیرین ترین اتفاق روزهای حضور در بخش کرونا" بستری بود، جور خاصی بود؛ خیلی ساکت و کم حرف.

بعد از چند روز فهمیدیم بی خانمان است.

این موضوع، خیلی ما را ناراحت کرد.

یک روز که وارد اتاقش شدیم، دیدیم روی زمین نشسته.

سه تایی کمک کردیم تا روی تخت بنشیند.

روی میزش نان و پنیر بود.

گفتم: می خواهید برایتان لقمه بگیرم؟ سرش را به علامت تأیید تکان داد و من شروع کردم به لقمه گرفتن.

لقمه ها را که یکی یکی می گرفت و در دهانش می گذاشت، هم خوشحال می شدم هم ناراحت.

خوشحال بودم که دارم کمکی هرچند کوچک به او می کنم.

اما تا یادم می افتاد بیرون از بیمارستان، نه کسی را دارد و نه سرپناهی، غصه ام می گرفت.

آنقدر ضعیف و ناتوان بود که نه می توانست راه برود و نه غذا بخورد.

با خودم می گفتم از اینجا بیرون برود، چه کسی می خواهد به او رسیدگی کند؟.

فاطمه دنبال حرف خواهرش را می گیرد و می گوید: من هم از سر زدن و کمک کردن به این بیمار، خیلی حس خوبی داشتم.

نمی دانم، احساس می کردم مثل پدرم است.

وارد اتاقش که می شدیم، فقط دلم می خواست یک کاری از من بخواهد و برایش انجام دهم.

می دانید، چون می دانستیم بی خانمان است و کسی را ندارد، برایمان عزیزتر بود و دلمان می خواست تا وقتی در بیمارستان است، حسابی به او خدمت کنیم.

  در کنار نگین (فاطمه، نفر سمت راست تخت/ سمت چپ تخت: مهدیه، نفر جلو/ زهرا، نفر عقب) نگین ، فرشته ای که داغ به دلمان گذاشت.

اما حضور در بخش کرونا" یک دختر خانم را آورده اند که شرایط خوبی ندارد.

ما نمی توانیم وارد اتاقشان شویم چون ممکن است او و مادرش معذب شوند.

شما بروید و به مادرش دلداری بدهید.

با توضیحاتی که شنیدم، فکر کردم قرار است با دختر خانم جوانی مواجه شویم اما کسی که روی تخت خوابیده بود، یک دختر نوجوان 14 ساله بود به نام نگین .

با اینکه معلولیت جسمی، مشکلات تنفسی و ناتوانی در حرف زدن، او را در شرایط سختی قرار داده بود، اما تمام تلاش مان را کردیم تا به مادرش روحیه بدهیم.

گفتم: دختر شما که کم سن وسال و شاداب است و قوای بدنی بالایی دارد.

طبقه بالا، پر از بیماران سالمندی است که همه شان دارند خوب و مرخص می شوند.

خیالتان راحت، حتماً نگین هم خوب می شود.

مادر نگین هم ارتباط خوبی با ما برقرار کرد.

می گفت: دخترم نقاشی های قشنگی می کشد.

توی فامیل، همه به او می گویند پیکاسو .

نقاشی های نگین را در گوشی اش به ما نشان داد.

واقعاً هم زیبا بودند.

به فاطمه و مهدیه گفتم: ما که به ظاهر سالم هستیم، نمی توانیم چنین نقاشی های قشنگی بکشیم.

فاطمه با تأیید حرف های خواهرش، می گوید: از لابه لای صحبت های مادر نگین متوجه شدیم چند روز دیگر تولدش است.

با حسرت می گفت: نگین می خواست برای من تولد بگیرد.

همین جمله کافی بود تا چیزی در ذهن ما جرقه بزند.

3 تایی تصمیم گرفتیم همان جا در اتاق نگین و به جای او برای مادرش تولد بگیریم.

همین که از آنجا بیرون آمدیم، برنامه ریزی و تقسیم کار کردیم.

قرار شد مهدیه، وسایل تزیین اتاق را تهیه کند و ما هم باقی وسایل جشن تولد را.

با مسئول نیروهای جهادی هم صحبت و هماهنگ کردیم.

اما.

یک روز که ما نتوانسته بودیم به بیمارستان بیاییم، برای هماهنگی های جشن تولد برای مهدیه پیام فرستادم و ضمن آن جویای احوال نگین هم شدم.

وقتی جواب پیام را دریافت کردم، خشکم زد.

مهدیه نوشته بود: نگین، فرشته شد و رفت آسمون.

  دوقلوهای جهادی در بخش کرونا"(فاطمه، نفر سمت راست/ زهرا، نفر سمت چپ) می خواستم خدا مرا ببیند گفت وگویمان به ایستگاه پایانی رسیده و دیگر وقت آن است دوقلوها برایمان بگویند دوره خدمت جهادی در بخش کرونا" برویم.

  مهدیه محرمی ، نیروی جهادی 16ساله بخش کرونا" به همراه مادرش شناسنامه ام را دستکاری می کنم؛ مثل رزمنده های دفاع مقدس.

! انگار نکته جالبی در ذهن زهرا جرقه زده که با خنده می گوید: یکی از مشکلاتی که برای فعالیت به عنوان نیروی جهادی در بخش ماندگار کرد.

انتهای پیام/ ­
کلید واژه ها: دوقلو - کرونا - خواهران - ثبت نام - خبرگزاری - دوقلوها - کنجکاوی - فرمانده - سخنرانی - کوچک تر - یک ساعت - جامعه - رقابت - فاطمه - هیجان - همیشه - دقیقه - دنیا - قرار - زهرا - گروه - تماس - همان - ساعت - فرصت - شریک - سبقت - پیام - مریم - بزرگ

آخرین اخبار سرویس:
مادر شهیدان «ملک محمدی» آسمانی شد

نشست «تاریخ تجدد و نوسازی در امپراتوری روسیه» برگزار می شود

شهادت دکتر فخری زاده ماتم را بر دل دانشمندان نشاند

بهره برداری عملیاتی از سامانه کمک ناوبری فرودگاه ساری

انتصاب نخستین مدیر قضایی زن در استان البرز

سخنرانی جهانگیری در اجلاس شورای نخست وزیران شانگهای آغاز شد

شهادت دکتر فخری زاده ماتم را بر دل دانشمندان نشاند

مادر شهیدان «ملک محمدی» آسمانی شد

سرلشکر سلامی: دشمنان منتظر پاسخ ها باشند

شماره 117 ماهنامه همشهری داستان منتشر شد

بازداشت 27 وکیل و کارچاق کن

خط تولید تست های تشخیص سریع کرونا

رییس اتاق مشترک ایران و جمهوری آذربایجان: آماده حضور در بازسازی قره باغ هستیم

مراسم بزرگداشت شهید فخری زاده در حرم شاهچراغ (ع) برگزار می شود

نمی خواهیم فضای جامعه را پلیسی کنیم/امنیت توسعه مدار هدف اجرای امربه معروف ونهی از منکر

نفقه زن به چه صورتی محاسبه می شود؟

مشارکت 6 هزار بسیجی فارس در طرح شهید سلیمانی

توضیحات دادستان کل کشور درباره تمدید قراردادهای اجاره مسکن در دوران کرونا و استثنائات آن

فرد متخلف باید مجازات شود نه کارگاه تولیدی

علیرغم اینکه این سازمان برای ایران منفعتی نداشته اما به آن پایبند بوده ایم

بیمه سلامت از برنامه های جدید خدماتی مانند تله مدیسین حمایت می کند

استثنائات اجرای «دستورالعمل تمدید قرارداد های اجاره مسکن در دوران کرونا» ابلاغ شد

انتصاب نخستین مدیر قضایی زن در استان البرز

جهت گیری های نادرست مانع بهره وری مطلوب در تعلیم و تربیت است

وضعیت رعایت پروتکل های بهداشتی در کهگیلویه و بویراحمد

سخنرانی جهانگیری در اجلاس شورای نخست وزیران شانگهای آغاز شد

تمامی شهرهای سمنان از وضعیت قرمز کرونایی خارج شد

3 سازه پایتخت به مناسبت روز جهانی ایدز قرمز شدند

سلیمی: توهین به دولت مشکلات کشور را حل نمی کند

ارائه الکترونیکی خدمات توسط سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در حوزه ثبت شرکت ها

دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در انهدام شبکه نفوذ درنگ نکنند

لزوم پیشگیری از هدر رفت انرژی

سرنخ های زیادی در رابطه با ترور شهید فخری زاده به دست آمده است

ابتلای دو نماینده دیگر به کرونا

ساماندهی سیماو منظر سه مسجد تاریخی ارومیه

دشمن از سبک و شیوه ای کاملا حرفه ای، تخصصی و جدید استفاده کرد

3 سازه پایتخت به مناسبت روز جهانی ایدز قرمز شدند

مجلس شورای اسلامی، نهاد اصلی قانونگذاری و نظارت در نظام سیاسی کشور

فرد متخلف باید مجازات شود نه کارگاه تولیدی

اعلام نتایج امتحانات تکمیل نواقص آبان و آذر طلاب حوزه علمیه

رکوردشکنی ایران خودرو در سال 99 /اینفوگرافیک

2 نماینده مجلس به کرونا مبتلا شدند

بازداشت 10 وکیل و کارچاق کن در حوزه دیوان عدالت اداری

وضعیت کرونا در کهگیلویه و بویراحمد/ مهمانی نروید

لزوم حضور هوشمندانه در فضای مجازی

جهانگیری: سازمان برنامه و بودجه پیگیر مصوبات بهینه سازی مصرف سوخت باشد

ادامه هم دردی سینماگران در پی ترور شهید فخری زاده

نیروی انتظامی از آمرین به معروف حمایت می کند

شورای مفتیان روسیه ترور شهید فخری زاده را محکوم کرد

بازدید معاون قضایی دادستان کل کشور از کارخانه تعطیل وارنای ورامین

93 درصد جرایم مربوط به سرقت است

6 وزیر دیگر کابینه افغانستان رای اعتماد گرفتند

لزوم حضور هوشمندانه در فضای مجازی

مددجویان البرز آموزش صنایع دستی فرا می گیرند

واکنش مجری شبکه لندنی به یاوه گویی ها در مورد ترور فخری زاده + فیلم

جهانگیری: سازمان برنامه و بودجه پیگیر مصوبات بهینه سازی مصرف سوخت باشد

دستگاه قضا ، پیشگام در حفظ و احیای حقوق عامه

جوانان ایرانی راه شهدای دانشمند این سرزمین را ادامه خواهند داد

دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در شناسایی و انهدام شبکه نفوذ درنگ نکنند

رونمایی از پوستر هفتمین جشنواره «وقف چشمه همیشه جاری» در کردستان

آسیب جدی مردم از شُل کن سفت کن های کرونایی(قسمت اول)

وزیر کشور: در بالاترین تخمین ها، فقط 3 درصد مردم درگیر کرونا هستند / به خاطر این 3 درصد مجبوریم 97 درصد مابقی را در شرایط خاص قرار دهیم / تمام هم و غم ما این است که این 3 درصد از خودشان مراقبت کنند تا بقیه بتوانند به راحتی به زندگی خود ادامه دهند

توسعه امنیت عمومی با مشارکت خیران امنیت ساز در خراسان شمالی

اخبار مشروح 13 دوشنبه، 10 آذر 1399

مقاله «مغز متفکر تروریسم علیه ایران» در سریلانکا منتشر شد

وزیر اطلاعات: در حال پیگیری تمام ابعاد پرونده ترور هستیم/سرنخ های زیادی بدست آمده

رونمایی از اولین سیستم ترمز ملی واگن های باری توسط شرکت ریلی بنیاد مستضعفان

پوستر هفتمین جشنواره سراسری وقف چشمه همیشه جاری در کردستان رونمایی شد

مطالبه دانشجویان همدان: «عاملان و آمران ترور را شناسایی و مجازات کنید»

پیام تسلیت مدیر کل بنیاد مازندران در پی ارتحال نماینده محترم ولی فقیه در بنیاد

پیشنهادهای ایران به کشورهای اسلامی برای مهار کرونا در گردشگری

روح فرهنگی شهرها

اجرای طرح امام روستا در 54 روستای محروم یزد

با روحیه بسیجی به ایثارگران خدمت کنیم

نهایی شدن بررسی مجدد پرونده های جانبازان مازندرانی تا پایان آذر ماه

سلیمی: توهین به دولت مشکلات کشور حل نمی شود

سرنخ های زیادی در رابطه با ترور شهید فخری زاده بدست آمده است

نمی خواهیم فضای جامعه را پلیسی کنیم/امنیت توسعه مدار هدف اجرای امربه معروف ونهی از منکر

حکم دادگاه تجدیدنظر در پرونده واگذاری تراورس به راه آهن

سرلشکر سلامی: دشمنان منتظر پاسخ­ ها باشند

تاکید جهانگیری بر حمایت از تجار و صادرکنندگان کشور

روز مجلس تبریک ندارد/ معیشت مردم بدتر شد که بهتر نشد!

کرونا را می توان از طریق افکار عمومی مدیریت کرد

وضعیت کرونا در کهگیلویه و بویراحمد/ مهمانی نروید

نخبگان علمی کشور راه شهید فخری زاده را ادامه می دهند

کدام کابوس، اسراییل را رها نمی کند؟

بررسی طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها با حضور کمالوندی در کمیسیون انرژی

93 درصد جرایم مربوط به سرقت است

عملکرد سازمان بیمه سلامت در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس بررسی شد

افشای پشت پرده طرح مجلس برای خروج ایران از پروتکل الحاقی

مادر شهید مجتهدزاده دعوت حق را لبیک گفت

ادامه هم دردی سینماگران در پی ترور شهید فخری زاده

زمان بر بودن پروژه های تحقیقاتی سلول و ژن درمانی کرونا

سیگنال مذاکره مجدد به معنای همراهی در ترور شهید فخری زاده است

وزیر اطلاعات: در جریان بررسی ترور شهید فخری زاده به سرنخ های زیادی رسیدیم

خانه فرهنگ ایران در بمبیی ترور شهید فخری زاده را محکوم کرد

عبای بوشهر صنایع دستی برتر جهان شد

ترور دانشمندان هسته ای، نشانه ضعف و زبونی دشمنان انقلاب است

توضیحات دادستان کل کشور درباره تمدید قراردادهای اجاره مسکن در دوران کرونا و استثنائات آن

تسلیت فراکسیون ایثارگران مجلس برای درگذشت شهیدی

خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟

خواهران دوقلو در بخش کرونا چه می کردند؟