
دردسرهای مستانه (6): ناگهان بیماری...این داستان ها واقعی و برگرفته از روایت های مراجعین این روانشناس است و البته برای برخورداری از جذابیت های داستانی، جزییاتی از سوی نویسنده به آنها اضافه شده است. - در مسیر زندگی ، روایت های واقعی است که عباس پازوکی، نویسنده و روان شناس آنها را در قالب داستان هایی خواندنی برای عصر ایران نوشته است تا درس ها و عبرت هایشان چراغی باشد در مسیر زندگی همه کسانی که این روایت را دنبال می کنند. لازم به ذکر است که این داستان ها واقعی و برگرفته از روایت های مراجعین این روانشناس از زندگی پر فراز و فرودشان است و البته برای برخورداری از جذابیت های داستانی، جزییاتی از سوی نویسنده به آنها اضافه شده است تا شکل داستان به خود بگیرد. پیش از این، داستان مهری و مازیار را به قلم همین نویسنده خواندید و اینک، فصل دوم در مسیر زندگی به نام دردسرهای مستانه پیش روی شماست. سپاسگزار می شویم با نظرات و به اشتراک گذاشتن تجربیات خود و اطرافیان تان به غنای بحث بیفزایید. اما وقتی که مستانه در نیمه های شب مشغول شیر دادن به نیلوفر بود، ناگهان از اتاق منصور صدایی شبیه افتادن یک جسم سنگین را شنید. نیلوفر را فورا به مادرس سپرد و به همراه پدر و خواهرانش به سمت اتاق منصور دویدند، منصور را نقش بر زمین دیدند، مستانه با نگرانی بالای سر منصور رفت و گفت: چی شده؟ چرا خورد برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |