
2 روایت خواندنی از ایثار پرستاران/ پرستاران قرنطینه روزه می گیرند؟کرونا دیر یا زود می رود و آنچه به یادگار می ماند، خاطرات ایثار پرستارانی است که سه ماه است در گود مبارزه اند و این روزها در ماه خدا با زبان روزه خدمت می کنند. - دکتر وقت عمل داد. روز قبل عمل حال بدی داشتم. از یک طرف پای مرگ و زندگی دخترم در میان بود. جرات نمی کردم به او خیلی نزدیک شوم. دوست داشتم بغلش کنم و بوسه بارانش کنم اما من ناقل بودم و دخترم بیمار. چهره معصومش را نگاه می کردم. هزار فکر و خیال به سرم زده بود. اگردخترم طاقت بیهوشی نیاورد. اگر. از طرفی شرایط بیمارستان هم اصلا خوب نبود و من نمی توانستم شیفت را ترک کنم. چهره تک به تک بیماران بدحالی که جانشان به مو بند بود از جلوی چشمم می گذشت. انتخاب سختی بود،ترک خدمت در بحرانی ترین شرایط و ماندن کنار دختری که جانت به جانش بند است. یک ساعتی که مثل یک سال گذشت بین مادری کردن برای جگرگوشه ات آن هم وقتی پای مرگ و زندگی اش در میان است و پناه بیماران بی پناه کرونایی شدن، دومی را انتخاب کردن کار سختی است. مریم بدری دومی را انتخاب کرد و از صبح روز سخت ترین روز زندگی اش می گوید: تصمیمم را گرفتم. به معصومه گفتم من نمی توانم همراهت به بیمارستان بیایم و بعد از عمل هم نمی توانم کنارت باشم. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |