مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 13 اردیبهشت 1399 ساعت 05:062020-05-02اجتماعي

مرا عشق معلم، شاعری آموخت


اولین روز حضور در مدرسه جدید بود، پایه دوم دبیرستان و ما 28 نفر بودیم؛ همه مان پس از دو مرحله آزمون در مدرسه پذیرفته شده بودیم.

دبیرستان ما فقط پذیرای دانش آموزان رشته ادبیات و علوم انسانی بود.

همیشه رفتن به مدرسه و مقطع جدید و به ویژه تجربه روزها و ساعت های نخست دشوارترین است.

در آن ساعات و روزهای اول، همه در پی آن بودند که بدانند بغل دستیشان چه نمره ای در آزمون ورودی گرفته است.

سنگینی جو رقابت جویانه و تلاش برای نشان دادن توانایی ها از برخوردهای ابتدایی خودنمایی می کرد.

ما 28 نفر در کلاس جای گیر شدیم، گه گاه لبخندهایی رد و بدل می کردیم؛ اما نگران هم بودیم از اینکه اولین معلم کیست و سالمان چگونه رقم خواهد خورد.

درسی از یک رباعی برای همه عمر در کلاس، بی هوا باز شد: معلمی با لباس سبز کمرنگ و مقنعه ای رنگی مانند کودکی که دوست دارد شادمانی خود را به اعضای مضطرب خانواده اش ببخشد، وارد کلاس شد.

همه ساکت بودیم، متعجب و هیجان زده.

او با صدایی بسیار رسا گفت: گر مرد رهی میان خون باید رفت/ وز پای فتاده سرنگون باید رفت/ تو پای به راه در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید رفت.

این بهترین آغاز برای راهی بود که بسیاری از اطرافیان آن را درست نمی دانستند، انتخاب رشته ای که در آن زمان، کمتر دانش آموز مستعدی حاضر بود به آن روی آورد و نیاز به آم


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

مرا عشق معلم، شاعری آموخت

مرا عشق معلم، شاعری آموخت