
یک شب را می شود هزار شب کرد اگر... / ماجرای یک پرستار و یک تشکرگروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو؛ ریشه گرفتن یک چیز هایی در ذهن ما برمی گردد به کودکی، به رویاها، به خواب و خیالاتمان. مثل عروس شدن برای یک دختر که شاید تا قبل از پوشیدن لباس سفید بخت، - به او گفتم: یک شب که هزار شب نمیشد! . اما حالا که باز به داستان آمنه خانم نگاه میکنم میبینم اینطور هم نیست؛ عروسی که ثابت کرد، یک شب را میشود هزار شب کرد. گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو؛ ریشه گرفتن یک چیز هایی در ذهن ما برمی گردد به کودکی، به رویاها، به خواب و خیالاتمان. مثل عروس شدن برای یک دختر که شاید تا قبل از پوشیدن لباس سفید بخت، بار ها و بار ها مراسمش را با تمام جزییات در سال های مختلف زندگیش مرور کرده. یک بار با لباس صورتی پف پفی، یک بار لباس سفید با دامن بلند که دنباله اش را بقیه بگیرند، یک بار با پوشیدن کفش پاشنه بلند تق تقی که از کمد مادرش یواشکی برداشته باشد و یک بار هم سر انتخاب لباس عروسی برادر بزرگترش و اصرار که می خواهم لباسم مثل عروس ها باشد. عروس شدن یا عروس بودن برای دختر ها چیزی فراتر از یک لفظ است. یک حال و هوای منحصر بفردست. حتی برای پدر مادر ها هم، این ماجرا بی مانند است. آمنه خانم هم از این قاعده مستثنی نبود. نه اینکه من بگویم خودش هم تایید میکرد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |