مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 6 فروردین 1398 ساعت 06:362019-03-26دانش

نوروز با طعم یک انتظار کُشنده/ آن یازده کیلومتر ترسناک


عابد نظری؛ اول بار بود که می رفتیم خارج.

آدمی میل غریبی به خروج دارد.

صبح ها از خانه خارج می شویم.

غروب ها از محل کار یا تحصیل.

- گفت دبی؟ گفتم کابل.

گفت تفلیس؟ گفتم کراچی.

گفت آنکارا؟ گفتم دمشق.

گفت اصلا سلیمانیه! گفتم پس نجف.

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- عابد نظری؛ اول بار بود که می رفتیم خارج.

آدمی میل غریبی به خروج دارد.

صبح ها از خانه خارج می شویم.

غروب ها از محل کار یا تحصیل.

اوقاتی از تعطیلات را از شهرمان خارج می شویم.

خیلی ها می روند شمال.

عده ای مشهد و اصفهان.

سید حسین شابختی هم فیروزکوه می رود.

آن سال گفتم بیا برویم خارج.

خارج از کشور.

آن وقتِ سال، نوروز بود.

کدام سال بود؟ آن سال که تا نیمه ی فروردین برف بود؟ یا آن که از نیمه ی دی ماه آفتاب بهاری شده بود؟ یادم نیست.

اما یادم هست که سید حسین گفت خارج کجاست نظری؟ گفتم هرجا بیرون از مرزهای بسته ی کشوری که ایران است، برای ما خارج است.

گفت دبی؟ گفتم کابل.

گفت تفلیس؟ گفتم کراچی.

گفت آنکارا؟ گفتم دمشق.

گفت اصلا سلیمانیه! گفتم پس نجف.

با دکتر نون.

یک پراید مدل 83.

گلگیر سمت شاگرد تعویض، اما موتور سلامت.

صدی شش و نیم، علیرغم کاربراتور بودن.

رسیدیم مهران.

پل زائر.

یک کانال آب، که کمربندی شهر است و یازده کیلومتر با پایانه ی مرزی فاصله دارد.


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

نوروز با طعم یک انتظار کُشنده/ آن یازده کیلومتر ترسناک

نوروز با طعم یک انتظار کُشنده/ آن یازده کیلومتر ترسناک