
بحثی درباره ادبیات اقلیمی و بومیبه این نتیجه نرسیده ام که به ادبیات اقلیمی و بومی بی توجه شده ایم. - هادی خورشاهیان می گوید: به این نتیجه نرسیده ام که به ادبیات اقلیمی و بومی بی توجه شده ایم. این نویسنده در گفت وگو با ایسنا درباره توجه به زیست بوم و اقلیم در ادبیات داستانی با مقایسه اقلیم با لهجه های زبان فارسی در مناطق مختلف ایرانی، اظهار کرد: اقلیم مانند لهجه است. وقتی می گویم لهجه خراسانی، نیشابوری، یزدی و یا تهرانی به معنای این نیست که زبان رسمی ما لهجه تهرانی یا خراسانی است؛ زبان رسمی ما فارسی است که در مناطق مختلف لهجه های مختلف دارد. اگر نگاه مان این گونه باشد تهران یا یزد یک اقلیم است. او سپس گفت: اقلیم این نیست که حتماً درباره روستا بنویسیم؛ اگر درباره شهر یزد هم بنویسیم درباره اقلیم نوشته ایم، درباره مشهد هم بنویسیم درباره اقلیم نوشته ایم. نمی توانیم بگوییم ادبیات اقلیمی همان ادبیات روستایی است. ادبیات روستایی تعریف دیگری دارد و داستانی که در روستا اتفاق می افتد ادبیات روستایی است اما ادبیات اقلیمی می تواند در هرجایی است که در آن زندگی می کنیم، اتفاق بیفتد. خورشاهیان درباره این که گفته می شود ادبیات داستانی ما به سمت آپارتمانی پیش می رود، اظهار کرد: این که ادبیات به سمت ادبیات آپارتمانی پیش می رود به خاطر این است که ما در آپارتمان زندگی می کنی برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |