
جنایت و مکافات، روایت جنایت دیگری یا سرکشی داستایوفسکی به درون هر یک از ما؟محور اصلی کتاب جنایت و مکافات روان شناسی فرد جنایت کار نیست. حتی ترس ها و دغدغه ها و این پرسش مداوم که خود را باید تحویل دهد یا نه هم نیست. پرسش اصلی این است که اگر قانون بازدارنده ای در کار نبود آیا ما -ولو با تصور محق بودن- دست به جنایت می زدیم؟ آیا برای هر کدام از ما حدی وجود دارد که قابل گذشتن باشد؟ همان طور که حاضریم برای دفاع از خانواده و از پدر و مادر از فرزند هر کاری کنیم و آیا این هر کار قابل دفاع است؟ عصر ایران؛ روفیا عابدی (نکته سنج)- از میان آثار داستایوفسکی جنایت و مکافات و برادران کارامازوف جایگاه ویژه ای دارند البته برخی ابله را هم در همین دسته قرار می دهند. اما چه چیزی جنایت و مکافات را متمایز کرده است؟ می دانیم که نمی توان کتاب را در زمره آثار جنایی و معمایی قرار داد. چرا که در ابتدای کتاب با قاتل و مقتول و انگیزه قتل روبرو می شویم و به دنبال سرنخ جنایی نیستیم و در همان فصول اول هم فرد جنایتکار فرد و هم شخص مورد جنایت و نیز خود جنایت و انگیزه جنایت در همان ابتدا مشخص است. می گویند داستایوسکی روان شناس است و با قلمی روان کاوانه به معرفی شخصیت هایش می پردازد اما این صرفاً نوک کوه یخ است. برچسب ها: جنایت و مکافات - جنایت - داستایوفسکی - روان شناسی - محور اصلی - کتاب - روان |
آخرین اخبار سرویس: |