
وقتی پرده سفید، سفید نمی مانداگر اودون در «در غرب آمریکا» فرد را از منظره و اسطوره های پیرامونش جدا می کند تا با حضور عریان او روبه رو شویم، راستانی در بسیاری از پرتره هایش نشان می دهد که حتی در غیاب محیط، - محسن راستانی را محسن اودون هم صدا می کردند؛ لقبی آشنا در میان عکاسان که از علاقه او به ریچارد اودون، عکاس بزرگ آمریکایی، خبر می داد. اما شاید برای فهم راستانی باید از همین شباهت ظاهری عبور کرد؛ از پرده سفید، از آدم هایی که روبه روی دوربین می ایستند و از ترکیب بندی هایی که در نگاه نخست ساده به نظر می رسند. پرده سفید در عکاسی، ظاهراً چیزی را پنهان نمی کند. فقط محیط را کنار می زند تا آدم ها بهتر دیده شوند. نه خانه ای باقی می ماند، نه خیابانی و نه منظره ای که هویت سوژه را برای ما توضیح دهد. آنچه می ماند، چهره است و بدن و لباس و نگاه؛ و البته آن چیزی که انسان می خواهد از خودش نشان دهد. ریچارد اودون با این حذف، پرتره را به مواجهه ای مستقیم با فردیت انسان تبدیل کرد. در مجموعه در غرب آمریکا ، آدم ها از پس زمینه های آشنای زندگی شان جدا شدند تا بدون تکیه بر اسطوره های یک سرزمین، در برابر نگاه ما قرار بگیرند. پس زمینه سفید در عکس های او، بیش از آنکه نشانه بی طرفی باشد، ابزاری بود برای عریان کردن حضور آدم ها؛ برای آنکه چهره، بدن، لباس و نگاهشان، بی واسطه تر پیش روی برچسب ها: سفید - پرده - خانواده ایرانی - خانواده - روستاهای ایران - اعضای خانواده - محسن |
آخرین اخبار سرویس: |