
تلفنی که زنگ می خورد و بابایی که جواب نمی دهد؛ روایت دختران شهید عموری
گاهی یک نام، یک خاطره و یک انتظار کوچک، تمام وسعت زندگی را پر می کند؛ دختران شهید عموری از شهدای هوافضا، این روزها با گوشی خاموش پدر و سراغ گرفتن از او در گلزار شهدا، - تلفنی که زنگ می خورد و بابایی که جواب نمی دهد؛ روایت دختران شهید عموری اهواز- گاهی یک نام، یک خاطره و یک انتظار کوچک، تمام وسعت زندگی را پر می کند؛ دختران شهید عموری از شهدای هوافضا، این روزها با گوشی خاموش پدر و سراغ گرفتن از او در گلزار شهدا، مشق صبر می کنند. خبرگزاری مهر، گروه استان ها – فاطمه دقاق نژاد: آیات و مهلا، دو دختر شهید حسین عموری، حالا با یادگاری هایی زندگی می کنند که بوی پدر دارند. یک گوشی که دیگر جواب نمی دهد، یک جای خالی در آغوشی که دیگر نیست و جمله ای که هنوز در گوش مادرشان زنگ می زند مامان، بابام را می خوام . شهید عموری از نیروهای هوافضای سپاه پاسداران، در 18 تیر 1405در حملات متجاوزان آمریکایی به شهادت رسید. او عاشق دخترهایش بود. حالا همان بچه ها، هر روز با یاد پدر، بزرگ می شوند. در ادامه سلسله گفتگوهای خبرگزاری مهر با خانواده های شهدای جنگ رمضان، این بار هم نشین و هم کلام با فاطمه محسنی همسر شهید حسین عموری از شهدای جنگ رمضان شدیم. ابتدا در خصوص نحوه آشنایی و ازدواج با شهید عموری توضیح دهید. برچسب ها: دختران شهید - شهید - زندگی - خبرگزاری مهر - دختران - گلزار شهدا - شهدای |
آخرین اخبار سرویس: |