مطالب مرتبط:
جبلی: جنایت حمله به مدرسه میناب به روایت های بیشتری نیاز دارد
پزشکیان کادو تولدش چی هدیه گرفت؟
کارزار حمایت از حمید رسایی هم راه افتاد
پیمان جبلی از صداوسیما رفتنی است؟
سه دوره سینماحقیقت، چهار روایت از واقعیت/ نشان فیروزه به چه فیلم هایی رسید؟
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 9 مهر 1405 ساعت 10:102026-10-01فرهنگي

روایت حمید جبلی از لحظه تولدش


حمید جبلی، فقط بازیگری شیرین نیست، او گاهی هم دست به قلم می شود و داستان می نویسد؛ قصه هایی که همچون جهان عروسک ها با فانتزی و خیال در آمیخته اند.

این هنرمند که در زمینه بازیگری، عروسکی، صداپیشگی، نویسندگی، نقاشی، عکاسی و مجسمه سازی صاحب تجربه های بسیار است، زاده نهم مهر سال 1337 است و امروز، 68 ساله می شود.

او اما هنوز شیطنت و شیرینی دوران کودکی را دارد.

به انگیزه زادروز او، دو قصه از کتاب پسربچه شصت ساله را که داستان خیال انگیز او درباره نخستین روزهای تولدش، را مرور می کنیم تا زادروز این هنرمند، با قصه های خود او شیرین تر و خیال انگیزتر شود.

جبلی در کتاب پسربچه شصت ساله داستان روز تولد خود را این چنین روایت کرده است: اتاق مهربانی ما میلیون ها نفر بودیم.

با سرهای بسیار بزرگ، بدون گوش و چشم، نه دماغ داشتیم و نه دهان.

ولی دُم هایی داشتیم بسیار بلند که بیش از حد می جنبید و ما را به سمتی می برد.

همه با هم می رفتیم انگار هُل مان می دادند یا نیرویی ما را به سمت خودش می کشید.

گوی بزرگی نمایان شد، آن ها که زودتر رسیده بودند روی سر هم به او چسبیده بودند.

من عقب بودم.

از لابه لای همه مرا به سمت خودش کشید و تازه فهمیدم برای من باز کرد و بقیه را پس زد.


برچسب ها: حمید جبلی - داستان - بازیگری - شیرین - روز - عروسک - عروسک ها
آخرین اخبار سرویس:

روایت حمید جبلی از لحظه تولدش

روایت حمید جبلی از لحظه تولدش