
شرمنده شدن محمد علی فردین و ماجرای یک مرد مرموز (+صدا)فردین وقتی اصل ماجرا را فهمید از اتاقش بیرون امد می شد در نگاهش شرمندگی را خواند دلجویی کرد اما عذرخواهی نکرد. - عصر ایران ؛ علی نجومی ــ دلم نیامد از آسانسور استفاده کنم نمی دانم شایدم هول شده بودم و اصلا حواسم به این چیز ها نبود حالا دیگه این پله های مرمری سفید خط دار تنها چیزی بود که بین من و سلطان قلب ها فاصله می انداخت. سال ها پیش که به امید کسی شدن از حسن آباد امدم تهرون و رفتم خیابان ارباب جمشید پای تراکت پخش کردن فیلم ها و دم در استودیو ها وایسادن تا چشممون به جمال یکی از ستاره ها روشن شه تا حالا خیلی گذشته بود. اما بالاخره یاد گرفتن فن لابراتوار به کمکم آمد و چشم اقای فردین رو گرفتم و نظر لطفش شامل حالم شد و از من خواست برم دفتر فیلم خودش مشغول کار شم. به دفتر که رسیدم در باز بود دو سه بار با انگشت زدم به در صدایی نیامد رفتم داخل. دکوراسیون غریبی بر قرار بود همه چیز از چوب به رنگ سوخته که بعد ها فهمیدم طراحی و ساخت ولی الله خان خاکدان بود. دو تا لوستر عظیم هم از سقف آویزان بود و فضا را به کلی منور کرده بود. روی دیوار ها هم چند تایی چراغ آویز کریستالی ارام گرفته بودند. عکس های قدیمی و جدید فردین هم بر روی دیوارها خودنمایی می کرد محو تماشا شدم به خصوص اون جایی که با دوبنده کشتی رفته بود روی سکوی جهانی با مدال نقره دور گردن. برچسب ها: فردین - محمد علی فردین - ماجرا - کرد - دکوراسیون - فیلم - عذرخواهی |
آخرین اخبار سرویس: |