
که عشق آسان نمود اول...بیستم ماه مهر در گاهشمار روز حافظ نام گرفت و به این نام معطر شد، مردان بزرگ با مرگ تمام نمی شوند و سرآغازی برای خواندن و دریافتن اندیشه و غرقه شدن در لذت کلمات و دریای مواج دانایی شان آغاز می شود. تندیس و یادمانشان شاید تلاشیست تا انسان امروز از هیاهو و در سطح ماندن به عمق حکمت برود و دانایی و پرسش های اساسی را به زبانی حریرگونه و موزون بشنود و بخواند و این خاصیت جهان پارسی زبان است که شاعرانه می اندیشد و عمیق ترین حکمت و دریافت ها را شعرگون و شبیه کرشمه بر کاغذ می آورد و انسان امروز هم از خواندن وشنیدن شرمسار و البته متفکر می شود. حافظ شیراز چنین است و شاید ترجمان آن سخن حکیم فردوسی که نمیرم از این پس که من زنده ام/ که تخم سخن را پراکنده ام . حافظ حکایت پارسی گوی مومنی است که کلمات در حکم وحی و امانتی الهی و در تداوم سنت محمدی بر جان و جهانش جاری می شوند و برای همین است که شعرش فراتر از کلمه ستایش می شود که برای کمتر شاعری اتفاق افتاده است. بر رف خانه هست و به گاه تفنن و تردید، پیرخانوده که چراغ است و فرزانه با آدابی لبریز احترام می گشاید و امید دارد مرد شیرازی بخواند یوسوف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور/کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور/ ای دل غمدیده حالت به شود/ وین سر شوریده باز؛ آید به سامان غم مخور . برچسب ها: خواندن - دانایی - حافظ - پارسی - انسان - امروز - دریای مواج |
آخرین اخبار سرویس: |