
شفیعی کدکنی: ایران سربلند و مستقل می ماندهر چه واژه داشتم نثار کردم و درخت / لحظه ای مرا به کنه خویش ره نداد - به گزارش جماران، این چند کلمه را شفیعی کدکنی نه روی خاک ایران و شاید نه برای درخت های ایران، بلکه در شهر پرینستون آمریکا در فاصله تابستان 1975 تا 1977 سروده است، اما حدود 50 سال بعد و 10 هزار کیلومتر آن طرف تر از درخت های پرینستون، پیرمرد چنان ناز درختان پاییزی بوستانی در تهران را می کشد که انگار ریشه هایش با ریشه برگ نو ها ، شیرخشت ها و مورد ها یکی شده. همان طور که برگ نو ها با هر نسیم، شاخه تکان می دهند او با هر چندقدمی که روی سنگ فرش بوستان برمی دارد، می گوید: به به البته نه از آن به به ها که آدم ها موقع خوردن غذا یا دیدن غذا نثار آشپز می کنند تا کیف ببرد یا از آن به به هایی که پدر ها هنگام ورق زدن کارنامه فرزندشان که شاگرد اول شده، می گویند. نه! چنان ب و ه را کنار هم می گذارد و جوری 2 یا 3 دفعه در هر بار به به گفتن، تکرارش می کند که آدم می ماند، او تنها چند روز مانده به 87سالگی چه رفاقتی با این درخت های صدوچندساله دارد؟ اطرافش آدم ها جمع هستند. یکی از رفقا می گوید، حسام الدین سراج که به دیدار استاد آمده، گفته که این به به گفتن ها هم چیز خوبی ا ست و ای کاش ما هم یاد بگیریم. برچسب ها: شفیعی کدکنی - به به - درخت - ایران - بوستان - برگ نو - شفیعی |
آخرین اخبار سرویس: |