
روایت آل احمد از آخرین روزهای زندگی نیما یوشیج و گزارش مرگ اودر بخشی از یادداشتهای جلال آل احمد که اخیرا منتشر شده است ، او اشاره ای به نیما یوشیج دارد. - روایت آل احمد از آخرین روزهای زندگی نیما یوشیج و گزارش مرگ او در بخشی از یادداشتهای جلال آل احمد که اخیرا منتشر شده است ، او اشاره ای به نیما یوشیج دارد. خبرآنلاین نوشت: روزنامه اطلاعات بخش هایی از این یادداشت را منتشر کرده است: پنج شنبه نُه دی 1338 ـ 5/6 بعدازظهر نیما ناخوش شده. زمستانی رفته بوده یوش و سرماخوردگی و گشنگی و بی دوایی و لاشه اش را به دوش کشیده اند و آورده اند ـ پسرش و یکی از همسن وسال های پسرش ـ تهران و زنک (همسرش) انصافاً خدمت می کند. لازم بود یک چنین بیماریی برای او که احساس کند به زنش محتاج است تا آن حقه بازی ها را رها کند. بحمدالله فعلاً خوش و مهربان و گرم و نرمند. روزی یکی ـ دو بار سر می زنم. حالش بهتر است. پنج شنبه 16 دی [1338] ـ شش بعدازظهر نیما دیشب مُرد، 2 بعد از نیمه شب. ساعت 2 و 10 دقیقه بود که درِ خانه را سخت کوبیدند. خیال کردم میرآب آمده است آب بدهد، ولی صدای دختر کلفتشان که از پشت در بلند شد، داد می زد که قضیه از چه قرار است. وقتی رسیدم، زنش چشمهایش را هم بسته بود و عَرّ می زد. به زحمت او را به اتاق دیگر برده ام و دراز رو به قبله اش کرده ام و قرآنی پیدا کرده ام و یک ساعتی تنها بودم و زنش را فرستادم خانه خودمان تا خواهر کوچک نیما برچسب ها: نیما یوشیج - نیما - جلال آل احمد - یادداشت - احمد - منتشر - گزارش |
آخرین اخبار سرویس: |