
اگر یلدا زنده نماند، تمام این شهر بدنام می شوندچه اپیزود سنگینی بود این قسمت 22 سریال بدنام، جایی که داستان و روایت در حال فرود آمدن است و تراژدی در اوج است. تقلای اسماعیل، بی تابی اش که انگار تجسم عینی زمین و زمان را به هم دوختن است. عصر ایران؛ مهرگان امید فر (منتقد سینما)- چه اپیزود سنگینی بود این قسمت 22 سریال بدنام، جایی که داستان و روایت در حال فرود آمدن است و تراژدی در اوج است. تقلای اسماعیل، بی تابی اش که انگار تجسم عینی زمین و زمان را به هم دوختن است. تقریبا تمام این اپیزود در بیمارستان گذشت. خودِ فضای بیمارستان برای القای تنش و تشنج کافی است و تصور کنید یلدایی را که حالا بود و نبودش سرنوشت یک جمع را تعیین می کند. هدیه؛ خواهرمه، دخترمه، همه چیز منه جایی از همین قسمت هدیه خطاب به همسر عماد در توصیف یلدا می گوید، او همه چیز من است. آن ها که سریال را با دقت دنبال کردند می دانند که در هر بزنگاهی که پای یلدا گیر بود، هدیه سروکله اش پیدا میشد، حتی در بخش هایی از داستان این حضور سمج و ممتد هدیه در کنار یلدا، شاید حرص مخاطب را هم درمی آورد، اما هدیه پا پس نمی کشید، او فرشته نگهبان یلدا بود. حالا داستان به جایی رسیده که هدیه چیزی برای مراقبت ندارد، انگار زندگی اش در آستانه بی معنایی قرار دارد. برچسب ها: تراژدی - داستان - بیمارستان - سریال - روایت - فرود - زمان |
آخرین اخبار سرویس: |