
هدیه عروسی آمریکاییحتماً خبر عروسی که توی روستا پیچید، دل توی دلت نبود. آخر کدام بچه است که دلش عروسی نخواهد؟ آن هم عروسی شما بندری ها. که هفت شبانه روز برمی دارد. - حتماً خبر عروسی که توی روستا پیچید، دل توی دلت نبود. آخر کدام بچه است که دلش عروسی نخواهد؟ آن هم عروسی شما بندری ها. که هفت شبانه روز برمی دارد. خبرگزاری مهر - مجله مهر: حتماً خبر عروسی که توی روستا پیچید، دل توی دلت نبود. آخر کدام بچه است که دلش عروسی نخواهد؟ آن هم عروسی شما بندری ها. شنیده ام هفت شبانه روز برمی دارد؛ هفت شبانه روزی که تو و رفیق هایت از در و دیوار مجلس، بالا بروید و از این پنجره به آن یکی سرک بکشید. لابد شب ها قبل از خواب، مدام مامان را سوال پیچ می کردی که چند تا شب دیگر بخوابی و بیدار شوی عروسی سر می گیرد. مامان هم می خندید، لپ های سبزه ات را می کشید، زل می زد توی چشم های درشت ات و انگشت هایش را می گرفت طرفت؛ تو مثل فنر از جا می پریدی که فقط دو شب دیگر به مرادت می رسی. وقت عروسی که شد، بدو رفتی سراغ لباس هایی که هر روز سرکمد تماشایشان می کردی؛ ایستادی رو به روی آینه و لباس را گرفتی جلویت. یادت آمد وسط بازار پاسفت کردی، فقط همین مشکی خاکستری را می خواهی . هرچه مامان گفت؛ مجلس عروسی است نه عزا، به خرجت نرفت که نرفت. برچسب ها: عروسی - توی - شبانه - بندری - روستا - روز - هفت |
آخرین اخبار سرویس: |