
بازخوانی انتقادی میراث شیخ صدوقابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، نامدار به «شیخ صدوق»، بی گمان یکی از ارکان انتقال میراث روایی شیعه به شمار می رود. کتاب او، «من لا یحضره الفقیه»، - این مقاله، فراتر از مباحث صرفاً رجالی، بر پایه تحلیل محتوایی روایات، بررسی رویکرد انتقادی بزرگان شیعه، و واکاوی دلایل منطقی، به آسیب شناسی روش صدوق می پردازد. نشان خواهیم داد که چگونه تقطیع مکرر احادیث، دخالت دادن عقاید کلامی در نقل روایات، و آمیختن فتاوا با متن کلام معصوم، منجر به ایجاد اضطراب در منقولات وی شده است؛ تا جایی که بسیاری از فقهای برجسته، اتکای بی چون و چرا به آثار او، به ویژه الفقیه ، را برنتافته اند. 1. معمای توثیق؛ سکوت معنادار متقدمین پیش از ورود به تحلیل محتوایی، اشاره ای گذرا به جایگاه رجالی صدوق ضروری است. در حالی که معاصران و پیشینیان او مانند کلینی (أوثق الناس فی الحدیث)، صفار (ثقه)، و حتی پدرش علی بن الحسین (شیخ القمیین. وثقتهم) با صریح ترین عبارات توسط بزرگانی، چون نجاشی و طوسی توثیق شده اند، در مورد خود شیخ صدوق با یک سکوت معنادار رو به رو هستیم. نجاشی در معرفی او تنها به ذکر القابی نظیر شیخنا وفقیهنا ووجه الطائفه بخراسان بسنده می کند و هرگز واژه ثقه را برای او به کار نمی برد. برچسب ها: شیخ صدوق - تحلیل - میراث - آسیب شناسی - پیشینیان - شیعه - کلام |
آخرین اخبار سرویس: |