
شهریار؛ روایتگر سوخته دلِ فنا و توحیدراز عظمت شهریار، همین سیرِ شگفت انگیز او از کوره آتشینِ عشق های زمینی به پهن دشتِ توحید و شهود است. او از سوزِ فراقِ خاکی آغاز کرد، اما در ایستگاهِ خاک نماند؛ - سیدمرتضی اهری در آستانه روز بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار، وقتی غبار حجاب معاصرت را از چهره زمانه کنار می زنیم، با روحی مواجه می شویم که عرصه شعر را نه میدان ساخت وسازهای تفننی کلام، بلکه قربانگاه منِ خویش ساخته بود. اگر لسان الغیب، حافظ شیراز، حرمت دارِ کارگاهِ تصفیه شعر بود و گوهرها را پس از تراش های استادانه بر رشته غزل می نشاند، شهریار چشمه ای جوشان و بی مرز بود که هرچه از سینه آتشینش سرزد، آینه دارِ عاطفه و اشراق شد؛ چشمه ای که خاشاک و گوهر را با هم درسیلاب محبت خویش پیش برد تا صداقت محض شعر آسیب نبیند. حافظ شاعر گزیده گو و معمار وسواسیِ کلمات بود که اشعارش را بارها تراش داد و پالایش کرد؛ اما شهریار، فورانِ بی اختیار و خروشانِ عاطفه بود. او شعر می زیست و شعر تنفس می کرد، لذا هر چه بر زبانش جاری شد، بازتابی از سرگذشتِ روحِ بی قرارش بود؛ از عواطف بشری گرفته تا اوج گیری های لاهوتی. راز عظمت شهریار، همین سیرِ شگفت انگیز او از کوره آتشینِ عشق های زمینی به پهن دشتِ توحید و شهود است. برچسب ها: شهریار - توحید - استاد - شگفت انگیز - شعر - سیدمرتضی - حافظ |
آخرین اخبار سرویس: |