
ماجرای اربعینی خانه آقای صادقیساعت دو نصف شب بود. چقدر دیروقت مزاحم شان شدیم. چشمم چیزی را که می دیدم باور نمی کرد. جوری راحت در خانه آرام گرفته بودیم که انگار در خانه خودمان هستیم. به گزارش ایسنا یکی از زائران اربعین در یادداشتی، مهمان نوازی و میزبانی یک خانواده از رائران را باز کرد. در این یادداشت می خوانیم: پیاده روی اربعین و سفر تمام شده بود و یک خطا در محاسبات مان و خراب شدن خودرو باعث شده بود ساعت 12 شب از کاظمین به مرز خسروی برسیم. ظرفیت همه موکب های قصرشیرین تکمیل شده بود و تنها مورد نزدیکی که برای رفع خستگی به ذهن مان می رسید مدرسه ای در نزدیکی سرپل ذهاب بود که در مسیر رفت برای نماز مغرب آنجا توقف کرده بودیم و خنکی و تمیزی اش هنوز در ذهن مان مانده بود. وقتی به مدرسه رسیدیم بدجوری توی ذوق مان خورد. درهای کلاس ها قفل بودند و کسانی که جلوی در مدرسه و از اهالی آن منطقه بودند گفتند فقط می توانیم در حیاط مدرسه استراحت کنیم. ما که با وجود خستگی نمی خواستیم به این زودی ها تسلیم شویم دوباره پرسیدیم که جایی را در سرپل ذهاب می شناسند و نمی دانم محبت ها چطور جوشید که یکی از اهالی آنجا به اسم آقای صادقی گفت: اصلا پاشید بیاید خونه ما جلوی اسپیلت خنک بخوابید! ما 8 نفر که از این تصمیم ناگهانی تعجب کرده بودیم شروع به تعارفات معمول کردیم که مزاحم تان نمی شویم اما مهربان برچسب ها: خانه - اربعین - پیاده روی اربعین - یادداشت - زائران اربعین - نزدیکی - ساعت |
آخرین اخبار سرویس: |