
خطر افشای راز هفده ساله یک همسر..! (+صدا)وقتی خبر این آزمایش ها به گوش آلیس می رسد، استرس وجودش را فرا می گیرد که مبادا راز 17 ساله اش فاش شود و خانه خراب تر از این که هست، بشود. - رفت سمت پنجره، پرده را کنار کشید و پنجره را باز کرد. حالا دیگر راحت راهش را پیدا کرد و رفت توی اتاق بغل. خواهرش، جزمین، بی حال روی زمین افتاده بود. کنار جزمین، روی زمین پر بود از بطری های خالی آبجو و سرنگ های زرد و کپک زده. آلیس وحشت زده دوید، روی زمین نشست و جزمین را تکان داد. جزمین زنده بود. تازه چشمش افتاد به لیلی، دختر چندماهه جزمین. لیلی کمی آن طرف تر از جزمین روی زمین دراز کشیده بود و دستش توی هوا تاب می خورد. آلیس رفت لیلی را بغل کرد، اما بچه رنگ به صورتش نبود. معلوم بود سوءتغذیه دارد. آلیس سعی کرد خونسردی خودش را حفظ کند و خوب فکر کند که باید چه کار کند. جزمین تا دو سال پیش لندن، پیش آلیس، زندگی می کرد، اما وقتی در دانشگاه نیوکاسل، در رشته حقوق، قبول شد، پاشد آمد نیوکاسل. اما بعد از چند ماه ترک تحصیل کرده بود. وقتی آلیس همان موقع از او علت این کار را پرسیده بود، جزمین خیلی مختصر گفته بود: حقوق رشته من نبود. بهتره یه مدت بچرخم و خودم را پیدا کنم. یک کاری هم توی یک رستوران ایتالیایی پیدا کردم. برچسب ها: زمین - کرد - روی - پنجره - راز - زمین دراز - سوءتغذیه |
آخرین اخبار سرویس: |