مطالب مرتبط:
آرام شده ولی شکی نیست دوباره دعوا خواهد کرد/ بازگشت مورینیوی جدید، 4830 روز بعد در رئال
تحلیل فوری پرسپولیس | روزهای آرام پس از بحران؛ درویش رفت، تیم بسته شد و حالا نوبت «کودتای خاموش» رسیده؟ / عضو پرنفوذ هیأت مدیره برای سومین بار به دنبال تصاحب صندلی مدیریت؛ پرسپولیس به سمت ساختار موازی میرود؟
جامعه ای که گفت وگو را بیاموزد، عاقل تر و آرام تر خواهد بود
قاچاقچی با 90 کیلو تریاک در یزد دستگیر شد
اعتراف تلخ عارف درباره نابرابری یارانه بنزین و ترس دولت ها از اصلاح قیمت ها
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 31 مرداد 1405 ساعت 23:252026-08-22سياسي

دختری که از ترس بی آبرویی تریاک خورد/ یک عاشقانه آرام (+صدا)


«بزن آرسن خان، بزن! شما نزنی کی بزنه؟ که اگر پدر و برادرهاش بفهمند چه خبطی ازش سر زده، سرش را گوش تا گوش می برند.

» - خب، می دانستم آن ساختمان مورد بحث، محل تشکیل جلسات انجمن بوده و در حوادث به توپ بستن مجلس توسط قوای محمدعلی شاه در سال 1287 با خاک یکسان شده است.

اما پیش خودم گفتم حتماً محمد خالوخان، که متولی خانقاه است، اطلاعات به دردبخوری درباره انجمن دارد که به دردم بخورد.

حدسم درست بود و وقتی استکان دوم کمر باریک چای دم سیاه لاهیجان را با باقلوای قزوین در دهان مزمزه کردیم، دیگر موتور محمد خالوخان گرم شده بود و درباره انجمن نقالی ها می کرد.

اما آنجایی از حرف هایش که به کار امروز ما می آید، از این قرار بود: به عشق مولا علی، در ساختمان انجمن اخوت، هنگام برگزاری جلسات، 110 صندلی می گذاشتند.

اعضایش هم یکی از دیگری مشهورتر و اسمی تر؛ از محمود جم و حکیم الملک که هر دو بعدها نخست وزیر شدند بگیرید تا سیف الدوله، پسر فتحعلی شاه، و سید هاشم ملک مدنی، تاجر بسیار ثروتمند ملایری.

البته بعد از دوره قاجار، باز در دوره رضاشاهی، این انجمن برای مبارزه با استبداد رضاشاهی جان تازه ای می گیرد.

یکهو انگاری که محمد خالوخان انبار باروتی باشد که کبریت کشیده اند به آن، صدایش رفت بالا و گفت: آخ امان از اون ارمنی بی شیله پیله! منظورش آرسن میناسیان بود که


برچسب ها: انجمن - ساختمان - باقلوای قزوین - محمد - محمدعلی شاه - دیگر - لاهیجان
آخرین اخبار سرویس:

دختری که از ترس بی آبرویی تریاک خورد/ یک عاشقانه آرام (+صدا)

دختری که از ترس بی آبرویی تریاک خورد/ یک عاشقانه آرام (+صدا)