
فرخنده قرآن؛ مادری که برای دو نفر نفس می کشیددر تقویم عشق، سی و هفت سال زمان اندکی نیست؛ سی و هفت سال پرستاری عاشقانه از فرزندی که توان حرکت نداشت، اما جانی داشت گره خورده به نفسهای مادر. - به گزارش خبرگزاری صداوسیما،مرکز البرز، شهید فرخنده حصبیری تنهایک مادر نبود؛ او فرشته ای بود که آغوشش پناهگاه ناتوانیهای فرزندش، محمد گشته بود. او صادقانه و با لبخندی که هرگز از لبانش محو نشد، میگفت: در تمام این سالها من برای محمدم نفس کشیده ام. او درس ایثار را نه در کتابها، که در شب زنده داری های بالین فرزندش معنا کرد. یازده اسفندماه 1404، تقدیراین بانوی مأنوس با قرآن، با سرخی شهادت رقم خورد. او که عمری را در جست وجوی نور، سپری کرده بود، سرانجام در میانه زمزمه آیات الهی، هدف کینه موشکی دشمن قرار گرفت. سقف کلاس قرآن، زیرهجوم ناجوانمردانه فرو ریخت تا آوارسنگ و خاک، حجله گاه زنی شود که دنیادر چشمانش کوچک بود و بیمقدار. او از زیرآوار کینه، به وسعت آسمان پر کشیدتا ثابت کند مسیربهشت از میان واژه ها می گذرد. شهادت برای او نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه یک قرار آگاهانه بود. او که در شهرری سکونت داشت، همواره با اطمینانی عجیب از بازگشت به زادگاهش سخن میگفت: پسرم، من روزی به کرج بازخواهم گشت. برچسب ها: مادر - شب زنده داری - نفس - توان - خبرگزاری - پناهگاه - پرستاری |
آخرین اخبار سرویس: |