
جنگ، فشار و دیپلماسی؛ آزمون بزرگ عقلانیت راهبردی در بحران ایران و آمریکاسالروز پذیرش قطعنامه 598، فرصتی برای بازخوانی همین حقیقت تاریخی است: امنیت ملی، پیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، در اتاق های تصمیم گیری و در کیفیت ارزیابی واقعیت ها شکل می گیرد. - مقدمه: قطعنامه 598؛ چرا هنوز یک سند زنده در امنیت ملی ایران است؟ در تاریخ سیاست خارجی کشورها، برخی تصمیم ها صرفاً پایان یک بحران نیستند، بلکه به نقطه ای مرجع در حافظه راهبردی یک ملت تبدیل می شوند؛ لحظه هایی که نسل های بعد، هر بار در مواجهه با بحران های مشابه، ناگزیر به بازخوانی آن ها هستند. پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی جمهوری اسلامی ایران در تیرماه 1367، از همین جنس است. این رویداد را نمی توان تنها به عنوان پایان هشت سال جنگ ایران و عراق یا یک چرخش تاکتیکی در میدان نبرد تفسیر کرد؛ بلکه باید آن را نقطه تلاقی آرمان گرایی انقلابی با واقع گرایی راهبردی دانست؛ لحظه ای که تصمیم گیران عالی کشور، پس از ارزیابی همه جانبه از موازنه قدرت، هزینه های استمرار جنگ و تحولات محیط بین المللی، به این جمع بندی رسیدند که حفظ منافع عالی کشور، مستلزم اتخاذ تصمیمی دشوار اما حساب شده است. قطعنامه 598 که در 29 تیر 1366 به تصویب شورای امنیت رسید، برخلاف بسیاری از قطعنامه های پیشین، واجد ویژگی هایی بود که امکان تبدیل شدن به مبنایی برای پایان جنگ را فراه برچسب ها: پذیرش قطعنامه 598 - قطعنامه 598 - شورای امنیت سازمان ملل متحد - قطعنامه - راهبردی - شورای امنیت سازمان ملل - ایران |
آخرین اخبار سرویس: |