
آتش در باد؛ عباس کیارستمی (+صدا)روی میز تدوین، عباس کیارستمی و چنگیز صیاد متوجه حقیقت تلخی می شوند و آن این که جاهایی از فیلم لکه برداشته است. خبر ناگواری بود و این یعنی اکیپ باید دوباره شال و کلاه کنند و راه بیفتند و بروند کوکر. - عصر ایران ؛ علی نجومی ــ روزگاری بود که عطش تاریخ سینمای ایران تمام وجودم را فرا گرفته بود. رفت وآمد هفتگی به فیلمخانه ملی در میدان بهارستان، تبدیل به روتین زندگی ام شده بود. در این رفت وآمدها خیلی پیش می آمد که در راهروهای وزارت فرهنگ و ارشاد به سینماگران شناخته شده بربخورم که معمولاً استکان چای به دست، روی یکی از صندلی های چوبی آن زمانِ فیلمخانه لم داده بودند و از خاطرات تمام نشدنی شان با هنر هفتم صحبت می کردند. یکی از شنیدنی ترین این خاطرات را از کیومرث پوراحمد به یاد دارم. کیومرث خان با لهجه شیرین اصفهانی تعریف می کرد که: سال 1365 خیلی حال دلم خوب نبود. ذهنم یه جورایی قفل شده بود و این برای یک سینماگر و هنرمند خبر بدیه. یه روز دلمو زدم به دریا و زنگ زدم به عباس کیارستمی که اگه می خوای فیلمی بسازی و فیلم برداری خارج از تهرون داری، منم با خودت به عنوان دستیار ببر. تهرون داره خفه ام می کنه. عباس خان هم، علی رغم این که جایگاه پوراحمد به عنوان یک فیلمساز تثبیت شده بود، روی دوست نازنین خودش را زمین نمی اندازد و او را همراه خودش می برد. برچسب ها: عباس کیارستمی - وزارت فرهنگ و ارشاد - کیارستمی - کیومرث پوراحمد - فیلم - فرهنگ و ارشاد - خاطرات |
آخرین اخبار سرویس: |