
روایت یک صبح در مترو: سیاست در مدار واگن هااین ها حاضرند یکی دو سال فحش بخورند، اما بعدش خیالشان برای یک نسل راحت باشد. » - با تلخی خندید و گفت: این ها حاضرند یکی دو سال فحش بخورند، اما بعدش خیالشان برای یک نسل راحت باشد. قادر باستانی تبریزی متروسواری هم عالمی دارد، مخصوصاً این روزها که انگار شهر در یک انتظار کش دار نفس می کشد. در واگن های شلوغ، مسافران معمولاً پناه می برند به دنیای کوچک گوشی هایشان، انگار هر کس جزیره ای جداافتاده است که تمایلی به هم کلام شدن با دیگری ندارد. در این سکوت، گاهی صدای خوشایند ساز یک نوازنده دوره گرد یا فریادهای تکرارشونده دست فروش هاست که شیشه این خلوت جمعی را ترک می اندازد و برای لحظه ای فضا را به زندگی برمی گرداند. چند روز پیش اما، برخلاف همیشه، همهمه ای غریب جای آن سکوت آشنا نشسته و میان مسافران بحثی درباره گرانی، جنگ و وضع کشور درگرفته بود. ترجیع بند همه حرف ها، شکوه از زمین و زمان و نقد روزگاری بودکه انگار بر مدار مراد کسی نمی چرخد. پیرمردی که قیافه ای حق به جانب داشت و لحنش بوی سال ها دل نگرانی و تجربه می داد، سرش را تکان داد وگفت: چرا این قصه را تمام نمی کنند؟ هر روز مردم را میان بیم و امید نگه داشته اند. یک روز می گویند فقط یک قدم تا توافق مانده، روز دیگر ترامپ لعنتی حرف تازه ای می زند و نتانیاهو آتش تازه ای روشن می کند. برچسب ها: مسافران - دو سال - روز - اما - سکوت - واگن - دوره گرد |
آخرین اخبار سرویس: |