
امروز با صائب تبریزی : دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی استبوسه را در نامه می پیچد برای دیگران / آن که می دارد دریغ از عاشقان پیغام را - بوسه را در نامه می پیچد برای دیگران / آن که می دارد دریغ از عاشقان پیغام را دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی استکه اگر بازستانند، دو چندان گردد *** هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافاتتیری نگشایم که به من باز نگردد *** آدمی پیر چو شد، حرص جوان می گرددخواب در وقت سحرگاه گران می گردد *** عمر چون قافله ریگ روان در گذرستتا بنا بر سر این ریگ روان نگذاری *** این دزدها تمام شریکند با عسسپیش فلک شکایت دونان چه می بری؟ (عسس: پاسبان، گزمه) *** بوسه را در نامه می پیچد برای دیگرانآن که می دارد دریغ از عاشقان پیغام را *** به دامان قیامت پاک نتوان کرد خون منهمین جا پاک کن ای سنگدل با خود حسابم را *** غمگین نیم که خلق شمارند بد مرانزدیک می کند به خدا، دست رد مرا *** روزگاری است که با ریگ روان همسفرممی روم راه و ز منزل خبری نیست مرا *** بر جگر سوختگانی که درین انجمن اندسینهٔ گرم مرا حق نفس بسیارست *** ای گل که موج خنده ات از سرگذشته استآماده باش گریهٔ تلخ گلاب را *** یوسف ما ز تهیدستی خلق آگاه استبه چه امید به بازار رسانَد خود را؟ برچسب ها: بوسه - عاشقان - دزدی - گران - نامه - صائب تبریزی - روان |
آخرین اخبار سرویس: |