
سندروم حقه بازی سیاسیسیاست، در زمان و زمانه ما، بیش از هر زمان دیگر، به دانش و هنر و فن حقه بازی تبدیل شده است؛ از این منظر، آنکه حقه بازی اش بیش تر، سیاستش کارآمدتر و قدرتش بیش تر. - یک کلنسی مارتین، در مطلبی با عنوان سندروم حقه باز (ترجمه محمد معماریان، سایت ترجمان) می نویسد: نه احساس شیاد بودن امر جدیدی است، نه اینکه مشغله ذهنی ما شده است. ویلیام شکسپیر، یک بار نوشت: تمام دنیا صحنه نمایش است. و هرکس در عمر خود نقش های بسیاری بازی می کند . اصل تظاهر کن تا این کاره شوی از قدیم الایام نالایقان را به سمت عظمت هُل داده است. جذابیت موفقیت حقه بازها تمامی ندارد. گویا سندرم حقه باز همه گیر شده است. یک دلیلش آن است که روی این پدیده اسم گذاشته ایم. پائولین کلنس و سوزان ایمس، در اواخر دهه ی 1970 در مقاله ای تجربه ی درونی این احساس که گویی یک حقه باز فکری هستیم را شناسایی کردند. اما دل مشغولی فزاینده انسانِ امروز نسبت به این عبارت، نتیجه یک تغییر اجتماعی بنیادین است در گذشته، مردم استخدام می شدند تا چیزی بسازند، و تشخیص یک صندلی ساز یا بنّای کارکشته از نوآموز نسبتاً ساده است. اکنون، تعداد بسیار بیش تری از آدمیان در اقتصاد خدماتی مشغول هستند: زندگی شان صرف تأثیرگذاری بر دیگران می شود، نه ساختن چیزهای ملموس. برچسب ها: باز - حقه - بازی - سندروم - زمان - احساس - شناسایی |
آخرین اخبار سرویس: |