
ترکش جنگ بر تن نحیف زنان سرپرست خانوار/ زنانی که شب ها بی صدا فرو می ریزندبعد از جنگ، شرکت تعدیل نیرو کرد و اسم مریم هم بین کسانی بود که باید می رفتند. - ترکش جنگ بر تن نحیف زنان سرپرست خانوار/ زنانی که شب ها بی صدا فرو می ریزند بعد از جنگ، شرکت تعدیل نیرو کرد و اسم مریم هم بین کسانی بود که باید می رفتند. شب ها، وقتی شهر آرام می شود و چراغ خانه ها یکی یکی خاموش می شوند، در جنوبی ترین نقطه شهر، آیلار هنوز بیدار است. کنار پنجره ای که خوب بسته نمی شود می ایستد، به تاریکی کوچه نگاه می کند و سعی می کند صدای نفس کشیدن بچه هایش را بشنود؛ فقط برای اینکه مطمئن شود هنوز همه چیز سر جایش است. هنوز زنده اند. هنوز سقفی هست. هنوز فردایی وجود دارد. به گزارش شرق، آیلار 36ساله است. زنی از اهالی ترکمن، با صورتی که زودتر از سنش پیر شده. سال هاست در خانه های مردم کار می کند؛ ظرف می شوید، زمین می سابد، لباس اتو می کند، پنجره پاک می کند و آخر شب، خسته تر از آن است که حتی برای خودش غذایی گرم کند. اما همیشه یک چیز را حفظ کرده بود؛ اینکه بچه هایش نفهمند چقدر می ترسد. شوهرش مدت ها پیش رهایشان کرده و رفته؛ بی خبر، بی پول و بی برگشت. از او فقط دو کودک مانده اند و حجم بزرگی از اضطراب که هر روز مثل سایه دنبال آیلار راه می رود. قبل از جنگ 40 روزه، وقتی صاحبخانه برای تمدید قرارداد پول پیش بیشتری خواست، آیلار روزها به هر دری زد. برچسب ها: تعدیل نیرو - زنان - خانه ها - سرپرست - جنگ - پنجره - تعدیل |
آخرین اخبار سرویس: |