مطالب مرتبط:
لحظه پیدا شدن برگه سونوگرافی مادر باردار شهید از زیر آوار
اعتراف پسر عصبانی به قتل نوجوان 17 ساله
مهدی طارمی به خبرنگار آمریکایی: در کشور تو سلامتی ما تضمین است؟ / سوالی که خبرنگار آمریکایی را شوکه کرد / ویدئوی اعتراف آمیز ستاره ایران که وایرال شد
اعتراف به قتل نوجوان 17 ساله در نزاع دسته جمعی
اعتراف جالب مهتاب ثروتی از شروع بازیگری اش + فیلم
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 26 خرداد 1405 ساعت 10:552026-06-16حوادث

اعتراف هولناک مادر به فروش 3 نوزادش/ از شوهرهای صیغه ای باردار می شدم و فرزندانم را می فروختم؛ این کاسبی من بود


مأموران پلیس و عوامل اورژانس اجتماعی دقایقی بعد به محل رسیدند، اما اثری از نوزاد نبود.

در ادامه معلوم شد پدر و مادر نوزاد به بیمارستانی در همان حوالی رفته اند.

- اعتراف هولناک مادر به فروش 3 نوزادش/ از شوهرهای صیغه ای باردار می شدم و فرزندانم را می فروختم؛ این کاسبی من بود مأموران پلیس و عوامل اورژانس اجتماعی دقایقی بعد به محل رسیدند، اما اثری از نوزاد نبود.

در ادامه معلوم شد پدر و مادر نوزاد به بیمارستانی در همان حوالی رفته اند.

تیم پلیس به بیمارستان رفت، اما مرد ناپدید شده بود و زن 34ساله ای به نام هاجر به دلیل جراحات ناشی از ضرب و جرح بستری بود.

روزنامه همشهری نوشت: چند روز قبل، ساکنان ساختمانی در یکی از محله های جنوب تهران با شنیدن صدای درگیری شدید یک زوج جوان و گریه بی وقفه نوزادشان نگران شدند.

صدای فریاد و شکستن وسایل از واحد طبقه همکف به گوش می رسید و دقایقی بعد زنی خون آلود درحالی که به سختی راه می رفت، با کمک مردی که همسر صیغه ای اش بود از ساختمان خارج شد.

همسایه ها که همچنان صدای گریه نوزاد را می شنیدند و نگران وضعیتش بودند، با اورژانس اجتماعی و پلیس تماس گرفتند.

مأموران پلیس و عوامل اورژانس اجتماعی دقایقی بعد به محل رسیدند، اما اثری از نوزاد نبود.


برچسب ها: نوزاد - اورژانس اجتماعی - بیمارستان - مأموران پلیس - بیمارستانی - پدر و مادر - مادر
آخرین اخبار سرویس:

اعتراف هولناک مادر به فروش 3 نوزادش/ از شوهرهای صیغه ای باردار می شدم و فرزندانم را می فروختم؛ این کاسبی من بود

اعتراف هولناک مادر به فروش 3 نوزادش/ از شوهرهای صیغه ای باردار می شدم و فرزندانم را می فروختم؛ این کاسبی من بود