
سوختن در 15 دقیقه؛ همه چیز در آتش ماند / روایت هایی از کشته های مجتمع ارغواندر میان آتش و دود، او دیگر منشی باشگاه را ندید، منشی که حالا مادرش روبه روی پاساژ ایستاده تا باقی مانده هایی از تن سوخته اش را پیدا کند. - در میان آتش و دود، او دیگر منشی باشگاه را ندید، منشی که حالا مادرش روبه روی پاساژ ایستاده تا باقی مانده هایی از تن سوخته اش را پیدا کند. نام بهار مهدی پور دو روز بعد از آتش سوزی در میان جان باختگان ارغوان دیده شد. زنی می گوید: دخترش در ساختمان مانده و با دست به زنی با مانتو و روسری مشکی که روی صندلی روبه روی مجتمع ارغوان اندیشه شهریار نشسته، اشاره می کند؛ زن نای حرف زدن ندارد، دو زن اطرافش ایستاده اند؛ دیگر دخترش و زن همسایه. لیوان های آب که به سمتش دراز می شود، پس می زند و بی تاب به ساختمان مربعی بزرگ و سوخته ای نگاه می کند که تا پیش از آتش سوزی 15 اردیبهشت، پاساژی پررفت وآمد بود. محمدحسین موسوی در روزنامه شرق نوشت: چشم انتظار بهار است؛ بهار، منشی باشگاه را آخرین بار وقتی دیده اند که دود از تراس خارج می شد. او در تلاش بود تا همه را از باشگاه خارج کند و کرکره ها را ببندند. دختری جوان با لباس های ورزشی طوسی او را دیده که همه را از باشگاه خارج می کرد: ساعت 4:30 عصر در باشگاه تمرین می کردم که متوجه دودی غلیظ در تراس شدم. برچسب ها: در میان آتش - ارغوان - منشی - آتش - پاساژ - سوخته - آتش سوزی |
آخرین اخبار سرویس: |