مطالب مرتبط:
پنتاگون بمب افکن های B-52 را به موتورهای جدید مجهز می کند
رییس کمیسیون امنیت: آمریکا مثل یک بچه لوس کتک میخورید
آیا دلفین های ایران واقعاً بمب حمل می کنند؟
ویدیو| تاج: باید به بازیکنانی مثل طارمی که سپاه خدمت کرده اند، ویزا بدهند
قدرت اتحاد مردم از تنگه هرمز و بمب اتم بیشتر است
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 19 اردیبهشت 1405 ساعت 00:002026-05-08سياسي

ترسیدم بمب هایم به مدرسه دخترانه بخورند/به اردستانی گفتم «مثل آب خوردنت» این بود؟


عرق سردی روی بدنم نشست.

نفرت انگیزترین کاری بود که می شد کرد.

همان طور که بعثی ها چند مدرسه ما را در ایلام و استان های مختلف زده بودند.

از ته قلبم از صدام متنفر شده بودم که مدرسه ای را که بچه نوجوان و کودک در آن باشد بزنند.

- به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از گفتگو با امیران خلبان حسین هاشمی، صمد ابراهیمی، کاظم عباس نژادی، شفیع حسین پور، فرشید اسکندری و بهنام اغنامیان که در سال های دفاع مقدس با شکاری F5 تایگر پرواز کرده و برای میهن انجام وظیفه کرده اند، سراغ یکی دیگر از خلبانان این شکاری خاطره انگیز رفتیم که در شروع دفاع مقدس 8 ساله خلبان پایگاه دوم شکاری تبریز بوده است.

امیر سرتیپ دوم احمد مهرنیا، علاوه بر ماموریت های نظامی در سال های جنگ و پس از آن، ماموریت ثبت و ضبط مستندات نیروی هوایی در دفاع مقدس 8 ساله را نیز به دوش گرفته و کتاب هایی مثل مجموعه (تا این لحظه 4 جلدی) ستاره های نبرد هوایی و بال های شکسته من (خاطرات امیر آزاده خلبان یدالله عبدوس)، حمله هوایی به الولید را در کارنامه پژوهشگری خود ثبت کرده است.

مهرنیا همرزم و همسنگر دلاورمردانی چون شهید مصطفی اردستانی و عقابان دیگر پایگاه تبریز چون شفیع حسین پور بوده که مثل او در عملیات بزرگ حمله هوایی به پایگاه های الولید عراق مشارکت داشته است.


برچسب ها: دفاع مقدس - پایگاه دوم شکاری تبریز - شکاری - خلبان - مدرسه - پایگاه دوم شکاری - ماموریت
آخرین اخبار سرویس:

ترسیدم بمب هایم به مدرسه دخترانه بخورند/به اردستانی گفتم «مثل آب خوردنت» این بود؟

ترسیدم بمب هایم به مدرسه دخترانه بخورند/به اردستانی گفتم «مثل آب خوردنت» این بود؟