مطالب مرتبط:
روایت تکان دهنده برادر و خواهر مینابی از لحظات بمباران مدرسه/ حواسمان نبود که نباید سمت کلاس برویم؛ همگی به طرف کلاس دویدیم/ هنوز از هر صدایی می ترسم
روایت تکان دهنده برادر و خواهر مینابی از لحظات بمباران مدرسه
ثبت مکان بمباران «مدرسه میناب» در فهرست آثار ملی
روایت علی باقری از ماجرای بمباران دفتر علی لاریجانی در روز اول جنگ
ثبت مکان بمباران «مدرسه میناب» در فهرست آثار ملی
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 13 اردیبهشت 1405 ساعت 13:052026-05-03اجتماعي

روایت تلخ 2 دانش آموزمینابی از روز بمباران مدرسه


صورتم زخمی شده بود و وقتی به بیمارستان رفتیم گفتند: شما جزو بیماران جزیی هستید و آن هایی که دست و پا از دست داده اند واجب ترند.

- به گزارش تابناک به نقل از ایسنا؛ شاید تا پیش از وقوع بمباران مدرسه ابتدایی میناب، کمتر نام این شهر به گوش مردم خورده بود.

حالا همین شهر نه چندان مشهور، به سند جنایتی سیاه و وحشتناک تبدیل شده است؛ روایانش کودکانی بی گناه خفته در خاک یا کودکان مجروحی هستند که مدرسه شان در روز نهم اسفندماه بمباران شد و خاک عزا را بر سر خانواده های مینابی نشاند.

علاوه بر بیش از یکصد کودکی که در مدرسه میناب به شهادت رسیدند و تکه تکه شدند، تن کوچک و نحیف بسیاری از کودکان مدرسه نیز به شدت مجروح شد.

مهگل و محمدجواد ملایی، خواهر و برادر 7 و 12 ساله مینابی هستند که هر دو روز بمباران مدرسه آنجا بوده اند و آثار جراحات جسمی هنوز بر صورت محمدجواد دیده می شود.

محمدجواد تقلای خودش و دوستانش را در روز بمباران مدرسه میناب این گونه روایت می کند؛ او می گوید در آن لحظات نفس گیر و وحشتناک، با دست های کوچکشان تکه های آوار و ترکش هایی را که در نتیجه موج انفجار به سمتشان پرت شده بود کنار می زدند تا صدمه نبینند و خود را نجات بدهند.

مهگل کلاس اول و محمدجواد کلاس پنجم دبستان هستند و تنها چند ثانیه بعد از انفجار اول، که ساختمان مجاور مدرسه مورد ا


برچسب ها: مدرسه - بمباران - میناب - مینابی - کودکان - خواهر و برادر - مجروح
آخرین اخبار سرویس:

روایت تلخ 2 دانش آموزمینابی از روز بمباران مدرسه

روایت تلخ 2 دانش آموزمینابی از روز بمباران مدرسه