
پایان صبح روز نهم از خواب تا لنج ناخدا عباسنویسنده، مدرس دانشگاه و کارشناس مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دل نوشته ای برای کودکان مدرسه میناب، از خوابی تاریک تا لنج ناخدا عباس نوشت. - نویسنده، مدرس دانشگاه و کارشناس مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دل نوشته ای برای کودکان مدرسه میناب، از خوابی تاریک تا لنج ناخدا عباس نوشت. به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، متن کامل دل نوشته آتُسا شاملو، نویسنده، مدرس دانشگاه و کارشناس مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای کودکان مدرسه شجره طیبه میناب به شرح زیر است: پایان صبح روز نهم خواب بودم. خواب می دیدم. تو راه همیشگی مدرسه بودم. ولی امروز زینب و سمیرا همراهم نبودن. فقط من بودم تو خیابونی که می شناختم و نمی شناختم. خیابون خالی بود. نه ماشین نه آدم، نه حتی، پرواز هواپیمای هفت صبح. شاید تاخیر داره. این ساعت رو یادمه، چون بابا امروز با همین پرواز از ماموریت برمی گرده. هوا داغ بود، عینهو ظهر های تابستون که پاهات روی آسفالت می چسبه، عقرب هم حاضر نیست بیاد بیرون چه برسه به آدم. دستم رو سایه بون چشم هام کردم ولی خورشید هم نبود. صدای اُما توی گوشم پیچید: پاشو دیگه مدرسه باید بری . برچسب ها: کانون پرورش فکری کودکان - کودکان و نوجوانان - کانون پرورش فکری - کودکان - مدرس دانشگاه - پرورش فکری - مدرس |
آخرین اخبار سرویس: |