مطالب مرتبط:
جنگ افروزی علیه ایران؛ میخ آخر بر تابوت نظم اقتصاد جهانی
معاون استاندار مرکزی: مردم با حضور در خیابان چشم فتنه را کور کردند
افزایش چشم گیر مخازن سدها و حجم آب ذخیره شده
مستند حیات وحش؛ شاهین دمار از روزگار مار درازی که چشم چپ به بچش داشت دراورد
شوک به این ستاره/ ستاره پرسپولیس از چشم قلعه نویی افتاد!
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 17 فروردین 1405 ساعت 10:202026-04-06اقتصادي

«مملکت» از چشم پیرمرد تابوت ساز!


«ما چه می دونستیم این طوری می شه! یعنی شما می گین ترامپ به خاطر حرف ما حمله کرد به ایران؟» - می گویند: ما چه می دونستیم این طوری می شه! یعنی شما می گین ترامپ به خاطر حرف ما حمله کرد به ایران؟ عصرایران؛ احسان محمدی- پیرمرد، نجار بود.

با التفات آشنایی صاحب نفوذ، سفارش های ساخت تابوت را به او می دادند.

سال های جنگ با صدام هر روز چند شهید از جبهه ها می رسید تهران.

نیاز به تابوت برای تشییع پیکرها بیشتر شده بود و بازار پیرمرد هم گرم.

جنگ که تمام شد، تابوت، دیگر مشتری زیادی نداشت و کسب و کار پیرمرد کم رونق شد اما از آن روز جمله تازه ای سر زبانش افتاد و هر جا می رفت می گفت: - این مملکت دیگه مملکت نمیشه! در واقع پیرمرد، مملکت را تا وقتی مملکت می دید که مشتری تابوت زیاد بود، که آدم های بیشتری کُشته می شدند! خیلی از آدم ها این طور جهان را از دریچه تنگ منفعت خودشان می بینند.

 زبان و ادبیات فارسی پر از ترکیب های دل نشین و مثل های شیرین است، اما به نظرم یکی از ضد توسعه ترین ضرب المثل های جهان هم به ما تعلق دارد.

اینکه بعضی ها می گویند: دیگی که برای من نجوشد، می خواهم سر سگ در آن بجوشد! این امتداد حرف همان پیرمرد است، یعنی اگر در چیزی منفعت من وجود داشت موافق آن هستم، در غیر اینصورت زیر میز لگد می زنم! این فقط در حساب و کتاب روزانه نیست، کسانی که ایران ر


برچسب ها: پیرمرد - مملکت - تابوت - ادبیات فارسی - ترامپ - مشتری - طور
آخرین اخبار سرویس:

«مملکت» از چشم پیرمرد تابوت ساز!

«مملکت» از چشم پیرمرد تابوت ساز!