
او خانم معلم کودکی هایم بودخدای من چه می دیدم؟ خانم معلم مهربان کودکی هایم حالا مادر هشت شهید جنگ رمضان شده بود. هشت شهیدی که هر کدام آزمونی بودند از ابتلایش به کربلا و عاشورا. - خدای من چه می دیدم؟ خانم معلم مهربان کودکی هایم حالا مادر هشت شهید جنگ رمضان شده بود. هشت شهیدی که هر کدام آزمونی بودند از ابتلایش به کربلا و عاشورا. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، یادداشت مهمان، سمیه حیدری: وقتی فهمیدم من هم قرار است همراهِ گروهی برای دیدار با مادر هشت شهید جنگ رمضان بروم، در مسیر رفتن، توی ذهنم مدام چهره زنی سالخورده را تصور می کردم. زنی که روی صندلی نشسته. اشک چشم هایش از چین و چروک صورتش جا باز می کند و روی چادر سیاهش می چکد. لوکیشن را برایم فرستادند. تا وسط یک کوچه دراز در یکی از محله های متوسط قزوین (منبع آب) پا کشیدم. سر بالا کردم. هشت صورت پر نور روی یک پرچم سیاهِ مشکی که بالای در آویزان بود، می درخشیدند. چهره تک تکشان را با دقت از نظر گذراندم. شهید مهدی رستمی، شهیده منظر السادات زرآبادی، شهیده فاطمه(حنانه) رستمی، شهید علی رستمی، شهیده زینب رستمی، شهیده فاطمه رستمی، شهید محمد حسن کیالها و شهید محمد علی کیالها. چهره همه خصوصا تصویر شهید نوزاد محمدعلی کیالها، چشم هایم را داغ کرد. برچسب ها: خانم معلم - شهید - هشت - کودکی - رمضان - مهربان - معلم |
آخرین اخبار سرویس: |