
از ویتنام تا افغانستان؛ وقتی مثلا ابرقدرت در باتلاق شناخت اطلاعات میدانی فرو می پاشدجنگ ها همیشه با قدرت آتش آغاز نمی شوند و با کمبود مهمات هم به پایان نمی رسند؛ بسیاری از نبردهای بزرگ تاریخ، پیش از آنکه در میدان نظامی شکست بخورند، - دهه ها بعد، در افغانستان، همان الگوی خطای اطلاعاتی با شکل پیچیده تری تکرار شد. در ظاهر، آمریکا با شبکه های اطلاعاتی گسترده، پهپادهای شناسایی، ماهواره های ISR و ساختار تحلیل داده پیشرفته وارد میدان شد. اما مسئله اصلی، نه کمبود داده، بلکه سوءتفسیر داده ها و ناتوانی در فهم ساختار اجتماعی-قبیله ای افغانستان بود. بافت قبیله ای، جغرافیای کوهستانی و اقتصاد غیررسمی محلی، محیطی را ایجاد کرده بود که مدل های کلاسیک ضدشورش به سختی در آن کارآمد بودند. گزارش های میدانی اغلب از طریق واسطه های محلی جمع آوری می شد و همین موضوع، احتمال خطای اطلاعاتی، اغراق یا تحریف داده را افزایش می داد. در بسیاری از موارد، اطلاعات عملیاتی بر پایه منابعی شکل می گرفت که خود درگیر رقابت های محلی یا منافع قبیله ای بودند. یکی از خطاهای محوری، برآورد بیش از حد از میزان کنترل دولت مرکزی و کم برآوردی از شبکه های بومی مقاومت بود. تحلیل های اطلاعاتی در سطوح کلان، تصویری از ثبات نسبی ارائه می داد، در حالی که در سطح میدانی، بسیاری از مناطق عملاً خارج از کنترل عملیاتی بودند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |