موضوعات داغ: - تامين اجتماعي - بازنشستگان تامين اجتماعي - رتبه بندي معلمان - ليگ قهرمانان - نظام رتبه بندي معلمان - دانشگاه آزاد اسلامي - شجاع خليل زاده - دانشگاه صنعتي شريف - ليگ قهرمانان آسيا - متناسب سازي - قوانين داوري - انتخابات رياست جمهوري لهستان - كانون معلولين توانا - سوء هاضمه - شب اربعين - گالري ثالث - داليان - زبان هاي برنامه نويسي - ايران مال - سد كلقان - مايكل پاتريك لينچ - مسئوليت هاي اجتماعي - امام جمعه شيراز

مطالب مرتبط:
رییس شورای شهر رشت: سیاست شهرداری رشت عدم افزایش ارزش منطقه ای املاک است
آغاز فراخوان جشنواره ساختمان برتر سال شهرداری تهران
پیام تبریک مدیرعامل سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران به مناسبت روز مددکار اجتماعی
لیگ برتر بسکتبال| مهرام از سد شهرداری بندرعباس گذشت
معاون اداری و مالی شهرداری پیشوا استعفا داد
-2 5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
جمعه، 8 اسفند 1399 ساعت 09:202021-02-26سياسي

زدنِِ پاسبان شهرداری مغرورم کرده بود؛ حالا دیگر از چیزی نمی ترسیدم


ایرنا- «از چیزی نمی ترسیدم» نخستین کتابی است که به قلم سردار سلیمانی منتشر شده است، نام کتاب برآمده از مضمونی است پرتکرار در متن اثر و نیز همسوست با پررنگ ترین صفت هویتی او در ذهن و ضمیر مردمان و رسانه ها و حکومت های دنیا.

- زدنِِ پاسبان شهرداری مغرورم کرده بود؛ حالا دیگر از چیزی نمی ترسیدم" تهران- ایرنا- از چیزی نمی ترسیدم نخستین کتابی است که به قلم سردار سلیمانی منتشر شده است، نام کتاب برآمده از مضمونی است پرتکرار در متن اثر و نیز همسوست با پررنگ ترین صفت هویتی او در ذهن و ضمیر مردمان و رسانه ها و حکومت های دنیا.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازایرنا، کتاب از چیزی نمی ترسیدم مجموعه ایی است از خودنوشت های سردار سلیمانی از سال 1335 تا سال 1357.

رهبر انقلاب در یادداشتی بر این کتاب نوشته اند: هر چیز که یاد شهید عزیز ما را برجسته کند، چشم نواز و دلنواز است.

یاد او را اگرچه خداوند در اوج برجستگی قرار داد و بدین گونه پاداش دنیایی اخلاص و عمل صالح او را بدو هدیه کرد ولی ما هم هرکدام وظیفه یی داریم.

کتاب حاضر را هنوز نخوانده ام اما ظاهرا می تواند گامی در این راه باشد.

زینب سلیمانی دختر شهید سردار سلیمانی در مقدمه این کتاب نوشته است: از چیزی نمی ترسیدم زندگی نامه ای است که حاج قاسم با دست مجروحش نوشته است، شرح زندگی مردی از دل روستایی دورافتاده در کرمان که چند دوره از زندگی ساده و بی ریای خود را برایتان روایت کرده است.

این داستان شکل گیری شخصیت مردی است که از چوپانی به جایگاهی رسید به بلندای وسعت آسمان ها.

از چیزی نمی ترسیدم نخستین محصول نشر مکتب حاج قاسم به شمار می آید و آغاز رسالتی است عظیم، شناختن مردی بزرگ.

از چیزی نمی ترسیدم نخستین کتابی است که به قلم این شهید سرافراز منتشر می شود.

نام کتاب برآمده از مضمونی است پرتکرار در متن اثر و نیز همسوست با پررنگ ترین صفت هویتی او در ذهن و ضمیر مردمان و رسانه ها و حکومت های دنیا.

شهید سلیمانی در این کتاب با متنی روان و بی غل و غش از سال های کودکی و نوجوانی خود در زندگی عشایری و روستایی سخن می گوید.

یک عشایرزاده روستایی معمولی اما صاف و صادق که برای کارگری و پرداخت قرض پدر راهی کرمان می شود.

ابایی هم ندارد که بگوید تا سال 55 نگاهی مثبت به شاه و رژیم وقت داشته و نام امام خمینی (ره) هم به گوشش نخورده است.

خاطرات حاج قاسم چنین آغاز می شود: عشیره ما را خواهرم هاجر می شناسد.

او در علم نسب شناسی طایفه اول است.

بنا به قول تمام بزرگان جد ما یعنی پسر قربان به اتفاق برادرش که بنا به قولی برادر مادری بوده اند و بنا به قول دیگری از بزرگان منطقه فارس معلوم نیست که آخرش تبعید شده اند یا بنا به دلایلی مهاجرت کرده اند.

آنان از نی ریز فارس به سرچشمه های هلیل رود می آیند.

کلا دو دست لباس داشتیم و یک کفش پینه کرده لاستیکی.

مادر لباس ها را عموما چون که کک و شپش زیاد بود در آب جوش به شدت می جوشاند.

بعد لب جوی می شست و خشک می کرد.

آن وقت ها از طرف شهر می آمدند خانه ها را سم پاشی می کردند.

مادرم به لباس های ما گرد ددت که خیلی هم خطرناک بود می زد تا به نوعی در مقابل شپش و کک ضدعفونی کرده باشد.

پدرم نهصد تومان بدهکار بود به همین دلیل هی به خانه کدخدا رفت و آمد می کرد که به نوعی حل کند، بدهی پدرم مرا از مادرم بیشتر نگران کرد به خاطر ترس از به زندان افتادن پدرم بارها گریه کردم.

بالاخره حسین تصمیم گرفت برای کارکردن به شهر برود تا شاید پولی برای دادن قرض پدرم پیدا کند.

او با گریه مادرم بدرقه شد رفت.

پس از دو هفته بازگشت.

کاری نتوانسته بود پیدا کند حالا ترسم چند برابر شده بود.

تصمیم گرفتم من به شهر بروم و به هر قیمتی قرض پدرم را ادا بکنم.

پدر و مادرم هر دو مخالفت کردند.

من تازه وارد چهارده سال شده بودم؛ آن هم یک بچه ضعیف که تا حالا فقط رابر را دیده بود.

اصرار زیاد کردم، با احمد و تاجعلی که مثل سه برادر بودیم.

با هم قرار گذاشتیم.

راهی شهر شدیم.

با اتوبوس مهدی پور در حالی که یک لحاف یک سارق نان و پنج تومان پول داشتیم.

مادرم مرا همراه یکی از اقواممان کرد.

به او سفارش مرا خیلی نمود.

اتوبوس شب به کرمان رسید.

اولین بار ماشین هایی به آن کوچکی می دیدم (فولکس و پیکان) محو تماشای آن ها بودم که اتوبوس روی میدان باغ ایستاد، همه پیاده شده بودند.

جز ما سه نفر.

با هم پیاده شدیم روی میدان .

خانه عبدالله تنها نشانی آشنای ما بود اما من و آن دو نه بلد بودیم سوار تاکسی شویم و نه آدرسش را داشتیم.

نوروز که مادرم مرا با او فرستاده بود جلوی یک ماشین کوچک نارنجی را گرفت که به او تاکسی می گفتند.

از فردا صبح شروع به گشت برای کار کردم.

در هر مغازه و کافه و رستوران را می زدم و سوال می کردم آیا کارگر نمی خواید؟ همه یک نگاهی به قد کوچک و جثه نحیف من می کردند و جواب رد می دادند.

(ص.

41) کتاب از چیزی نمی ترسیدم با قیمت 22 هزار تومان و 136 صفحه منتشر و تاکنون یکصد هزار نسخه از آن در بازار کتاب توزیع شده است.

در پشت جلد کتاب آمده است: دختر جوانی با سر برهنه و موهای کاملا بلند در پیاده رو در حال حرکت بود که درآن روزها یک امر طبیعی بود.

در پیاده رو یک پاسبان شهربانی به او جسارتی کرد.

این عمل زشت او در روز عاشورا برآشفته ام کرد.

بدون توجه به عواقب آن تصمیم به برخورد با او گرفتم.

پاسبان شهربانی به سمت دوستش رفت که پاسبان راهنمایی بود و در چهارراه که جنب شهربانی مستقر بود.

به سرعت با دوستم از پله های هتل پایین امدم.

آن قدر عصبانی بودم که عواقب این حمله هیچ اهمیتی نداشت.

دو پلیس مشغول گفت وگو با هم شدند.

برق آسا به آن ها رسیدم.

با چند ضربه کاراته او را نقش بر زمین کردم.

خون از بینی هایش فوران زد.

پلیس راهنمایی سوت زد.

چون نزدیک شهربانی بود.

دو پاسبان به سمت ما دویدند با همان سرعت فرار کردم و به ساختمان هتل پناه بردم.

زیر یکی از تخت هها دراز کشیدم.

تعداد زیادی پاسبان به هتل هجوم آوردند.

قریب دو ساعت همه جا را گشتند اما نتوانستند مرا پیدا کنند.

بعد از هتل خارج شدم و به سمت خانه مان حرکت کردم.

زدن پاسبان شهربانی مغرورم کرده بود.

حالا دیگر از چیزی نمی ترسیدم.


کلید واژه ها: از چیزی نمی ترسیدم - سردار سلیمانی - کتاب - کتاب از چیزی نمی ترسیدم - سلیمانی - سردار - رسانه ها - شهرداری - نخستین - رهبر انقلاب - منتشر - حکومت - رسانه - دیگر - خداوند - انقلاب - گزارش - نوشته - رهبر - شهید

آخرین اخبار سرویس:
پیام وزیر اطلاعات به مناسبت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

معرفی دو عضو کمیسیون اقتصادی برای انتخاب عضو کمیته انتشار اوراق بهادار

تصویب نحوه جریمه ایجاد محدودیت در فضای مجازی

ضوابط اجرایی قانون بودجه 1400 تصویب شد

ابلاغ مصوبه افزایش ضریب حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت در سال 1400

ضرغامی آب پاکی را روی دست اصولگرایان ریخت

جریمه سنگین برای ایجاد محدودیت در دسترسی مردم به خدمات فضای مجازی نظیر کلاب هاوس

جریمه روزانه «50 میلیارد تومان» در انتظار اپراتورهای متخلف

معرفی دو عضو کمیسیون اقتصادی برای انتخاب عضو کمیته انتشار اوراق بهادار

ویدئوی دیده نشده از دیدار شهید سلیمانی با خانواده شهید مدافع حرم ارتشی

به مناسبت 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی؛ ویدیو کلیپ نهاد مردمی منتشر شد

خاتمی اخیراً ملاقات یا تماسی با عارف نداشته است

ماجرای نادرترین تصادف قرن راننده مشهدی!

کتاب گفتارهای نو از دعا و نیایش در رمضان منتشر شد

بیانیه بسیج دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه تهران پیرامون شایعات مطرح شده در خصوص جذب غیرقانونی یک استاد

تعیین جرائم دولت برای ایجاد محدودیت دسترسی شهروندان به فضای مجازی

تخلف برخی از دستگاه های ملی از مصوبات ستاد مقابله با کرونا

استاندار آذربایجان غربی به کرونا مبتلا شد

تصویب کلیات لایحه نحوه کمک های اشخاص حقیقی و حقوقی به سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

محرومیت های اهالی روستای شول گناوه رفع شود

وزیر اطلاعات: نقش ارتش در دفاع از کشور ستودنی است

حجم روابط اقتصادی ایران و صربستان در حد ظرفیت های موجود نیست

فقر و بیکاری در هرمزگان رو به افزایش است

خلاء های قانونی که برای مقابله با «تکثیر غیر مجاز» وجود دارد!

رحمانی فضلی: ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از ارکان توانمند و قدرتمند نیروهای مسلح از مظاهر متعالی اقتدار جامعه اسلامی می باشد

جرائم سنگین دولت برای ایجاد محدودیت دسترسی شهروندان به فضای مجازی

مصوبه دولت پس از اختلال کلاب هاوس توسط برخی اپراتورها

تصاویر/ لحظه تحویل گرفتن میلاد حاتمی توسط مرزبانی

در دیدار قالیباف با وزیر امور خارجه صربستان چه گذشت؟

تصویب طرح مجازات قماربازی در فضای مجازی در کمیسیون قضایی

تقدیر از زوجین مدافع سلامت بیمارستان هاجر ارتش +تصاویر

مهاجرت بیش از 50 هزار پرنده به تالاب های چهارمحال و بختیاری

مخالفت کمیسیون انرژی با طرح تشکیل شورای عالی آب

ابلاغ مصوبه افزایش ضریب حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت در سال 1400

درخواست استادان دانشگاههای کشور از تیم مذاکره کننده هسته ای

اهداف اوکراین از دروغ پردازی درباره حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی

اعطای 3500 بسته معیشتی به خانواده زندانیان استان فارس

نیکزاد: در مجلس خبری از ستادهای انتخاباتی نیست

عطریانفر در واکنش به اظهارات فائزه هاشمی: مگر شما رای ندهی چه اتقاقی می افتد؟

پروسه احیای برجام سرعت گرفته؟ / محبعلی، دیپلمات سابق ارشد ایران، توضیح می دهد

استخدام کارشناس و نماینده فروش در بیمه سامان نمایندگی 1166 در گیلان

استاندار آذربایجان غربی به کرونا مبتلا شد

پذیرش مقاله در نقد کتاب تفسیر معاصرانه فراخوان شد

محرومیت های اهالی روستای شول گناوه رفع شود

حمایت از ظریف به تصویب کارگزاران رسید

نقش «کوشنر» در تحولات اخیر اردن

نامه نماینده آبادان به رییس قوه قضاییه/ با سواستفاده کنندگان از واکسن پاکبان ها برخورد کنید

نحوه جریمه ایجادمحدودیت دردسترسی شهروندان به خدمات فضای مجازی تصویب شد

ارتش مقتدر جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف انقلاب خوش درخشیده است

دیدار فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان با فرمانده قرارگاه منطقه ای جنوب شرق

مصوبه افزایش ضریب حقوق بازنشستگان ابلاغ شد

تخلف برخی از دستگاه های ملی از مصوبات ستاد مقابله کرونا

جرائم سنگین دولت برای ایجاد محدودیت دسترسی شهروندان به فضای مجازی

خسارت های زمین لرزه در گناوه هرچه سریع تر جبران شود

تخلف برخی از دستگاه های ملی از مصوبات ستاد مقابله کرونا

زنجانی ها ؛همدل برای آزادی زندانیان

ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 1400 کل کشور تصویب شد

اصالت با قرآن است و نه مصاحف / تفاوت وحی، قرآن و مصحف چیست

تدریس در فضای مجازی موضوع تهذیب را به حاشیه نبرد

ترک روزه به دلیل ترس از کرونا| فتوای آیت الله مکارم

واکنش دولت به اختلال عمدی در کلاب هاوس

ضرغامی آب پاکی را روی دست اصولگرایان ریخت

رییس مجلس اعیان اردن:داماد ترامپ در فتنه اخیر اردن نقش داشت

نقش «کوشنر» در تحولات اردن

عبدالناصر ناظم بکایی درگذشت

طبخ و توزیع روزانه یک هزار افطاری از سوی امام جمعه شهرکرد

خدمات دهی به 81 هزار عضو خانه کارگر استان در چهار سال گذشته

یکهزار بسته معیشتی به آسیب دیدگان زلزله در گناوه اختصاص یافت

حجم روابط اقتصادی ایران و صربستان در حد ظرفیت های موجود نیست

کارشکنی AFC در پخش بازی استقلال - الشرطه

نگاهی به شروط کاندیداهای ریاست جمهوری در سوریه

اولویت سوم دریافت واکسن کرونا در کشور مشخص شد

جرائم سنگین دولت برای ایجاد محدودیت دسترسی شهروندان به فضای مجازی

امام جمعه شهرکرد: گسترش نهضت افطاری دادن موجب جاری شدن برکات الهی می شود

طرح جامع ابلاغی شهر اراک و آشتیان دوباره بررسی می شود

دیدار فرمانده سپاه ناحیه سمنان با پرسنل مرکز آموزش پدافند هوایی سمنان

جاده هراز روزهای 30 و 31 فروردین مسدود است

خاتمی اخیراً ملاقات یا تماسی با عارف نداشته است/ وی تا این لحظه قصد ورود به انتخابات را ندارد

حجم روابط اقتصادی ایران و صربستان در حد ظرفیت های موجود نیست

(تصاویر) حضور ضد انقلاب در حاشیه مذاکرات ایران و 1+4

ضرغامی حاضر به وحدت با اصول گرایان نیست

پیش بینی نماینده مجلس از کاندیداتوری «رییسی» در انتخابات

تاکید رییس مجلس بر تعمیق همکاری های ایران و صربستان

بهترین روش برای استخدام نیروی کار مناسب چیست؟

ابلاغ مصوبه افزایش ضریب حقوق کارکنان دولت

مراسم بدرقه کاروان المپیک 2021؛ در اراضی عباس آباد برگزار می شود

70 درصد پرسنل بهداشت و درمان دزفول واکسن کرونا دریافت کردند

اگر کاندیدای ما ردصلاحیت شود، تکلیف مان روشن است

تصویب نحوه جریمه ایجاد محدودیت دردسترسی شهروندان به فضای مجازی

ابلاغ مصوبه افزایش ضریب حقوق کارکنان توسط جهانگیری

دولت اپراتورهای اخلالگر در کلاب هاوس را نقره داغ کرد

تصویب ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 1400 کل کشور

شعرباف: شورای شهر مشهد را نمی توانیم رها کنیم

ضرغامی آب پاکی را روی دست اصولگرایان ریخت

عذرخواهی فرماندار آبادان از سوء استفاده مدیران شهرداری

برگزاری نخستین رویداد ملی «افق روشن» در یزد

مرجع بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس تغییر کرد

وزیر اطلاعات: نقش ارتش در دفاع از کشور ستودنی است

نحوه جریمه ایجاد محدودیت دردسترسی شهروندان به خدمات فضای مجازی تصویب شد

نماهنگ اقتدار

زدنِِ پاسبان شهرداری مغرورم کرده بود؛ حالا دیگر از چیزی نمی ترسیدم

زدنِِ پاسبان شهرداری مغرورم کرده بود؛ حالا دیگر از چیزی نمی ترسیدم