مطالب مرتبط:
در برابر هیچ پرچمی به جز پرچم ایران تعظیم نمی کنم / دری اصفهانی بیشترین نقش را در مذاکرات گرفتن 1.7 میلیارد دلار از آمریکا داشت / سیروس ناصری در مذاکرات حاضر نبود / بر وطن پرستی این افراد شهادت می دهم / من نه رییس باند نیویورکم نه باند نیویورک وجود دارد / باند نیویورک یک مفهوم ساختگی در د
دولت ها تعریفی از مفهوم شعارهایشان ندارند
به دنبال تعریفی از اصفهانی بودن
دستگیری مجری قلابی رادیو / کلاهبرداری از 70 شهروند اصفهانی
درک درستی از مفهوم علم نداریم
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 5 اردیبهشت 1398 ساعت 13:132019-04-25دانش

به دنبال تعریفی از مفهوم اصفهانی بودن


«اصفهانی بودن، چه مفهومی است؟» و «یک شهروند اصفهان چه مسئولیتی دارد؟» سوالات مهمی هستند که پاسخ به آنها می تواند روشنگر مسائل بسیاری از تاریخ، - اصفهانی بودن، چه مفهومی است؟ و یک شهروند اصفهان چه مسئولیتی دارد؟ سوالات مهمی هستند که پاسخ به آنها می تواند روشنگر مسائل بسیاری از تاریخ، فرهنگ و به ویژه هویت شهری اصفهان باشند.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازایمنا"، دکتر مهدی کیوان، استاد تاریخ دانشگاه اصفهان، تحصیل کرده دانشگاه دورهام انگلستان در دهه 1970 است.

این باور که دانشگاه باید تولیدکننده فکر باشد با شخصیت دانشگاهی او عجین شده است.

بر همین نام و نشان، او هنوز آموزگار است، از آن دست آموزگارانی که درس اندیشیدن می دهند، درس نگاه کردن و درس درک کردن و چقدر غنیمت است ساعتی در محضر او بودن.

در گفت وگوی کوتاهی با او درباره شهر، از مفاهیمی گفت که همچون سایر دیدگاه هایش مملو از تازگی بود.

او تعابیری چون احترام و پایبندی را در ساحت روابط شهروندان و شهر به کار می برد؛ این ایده که احترام به شهر؛ احترام به انسان است و اینکه محلات و شهرهای ما دیرزمانی همچون تکیه گاه های ما در زندگی بوده است تا نقش خود را برای پایبندی مان به زندگی ایفا کنند .

برای پاسخ به این پرسش ها که اصفهانی بودن، چه مفهومی است؟ و یک شهروند اصفهان چه مسئولیتی دارد؟ چه کسی بهتر از دکتر مهدی کیوان؟ در ادامه این گفت وگو را که در ویژه نامه نوروزی نشریه الکترونیک تخصصی مدیریت شهری شهرگاه منتشر شده است می خوانیم: آقای دکتر کیوان! پرسش کلی از حضورتان داریم؛ اصفهانی بودن یعنی چه و یک شهروند اصفهانی چگونه می تواند خودش را در نسبت با این شهر تعریف کند و این اصفهانی بودن چه مسئولیتی بر دوش او می گذارد؟ باید روشن کنیم که منظور ما از این شهر اصفهانی که می خواهیم درباره اش سخن بگوییم، ازنظر معماری و ساختمان سازی اش نیست.

به هرحال چه قبل از جمهوری اسلامی و چه در این سال ها، خیابان های عریض، اتوبان ها، مترو و ازاین دست ساخته شده، اما این ها نشانه به اصطلاح شهرنشینی نیست، این ها تکنولوژی است.

مسئله شهرنشینی عبارت است از مکان هایی که پایگاه فکری و فرهنگی است.

نوه من؛ حدود دو هفته پیش در شهر لندن به ساختمانی قدیمی دعوت شده بود.

او عکس های ساختمان شیمی را توسط موبایل برایم فرستاد.

شما تعجب می کنید که خانه شیمی شهر لندن سال 1650 ساخته شده است، یعنی در حدود 470 سال قبل و این ساختمان را به همان صورت نگه داشته اند.

شهری که من در انگلیس در آن درس خواندم، شهر دورهام در نزدیکی نیوکاسل بود.

دانشگاه این شهر سومین دانشگاه معتبر انگلستان بعد از آکسفورد و کمبریج است.

عجیب است که کتابخانه ای به نام پَلِس گرین دارد که ساخت آن با میدان شهرش به سال 1490 برمی گردد؛ یعنی دو سال قبل از کشف آمریکا که هفت یا هشت طبقه در داخل زمین رفته اند، اما ظاهر را همچنان حفظ کرده اند.

در ایرلند تکه ای از یک دیوار باقی مانده که آن دیوار در زمان رومی ها حدود هزار و 800 سال قبل ساخته شده است، چون ایرلند بنای باستانی دیگری ندارد همان تکه دیوار را حفظ کرده اند.

می خواهم بگویم شهروند بودن از یک جنبه معنایی دارد و آن این است که این چیزها را پاس داشته و گرامی بدارد.

یعنی توجه داشته باشد که اصلا کل اصفهان یک موزه است و جایی است که وزیر فقید فرهنگ فرانسه آقای آندره مالرو در کتاب ضد خاطرات می گوید: وقتی به ونیز رفتم به یاد اصفهان و این شهر فیروزه ای افتادم.

این ها شعار نیست، این ها غوغاسالاری نیست.

در ایتالیا برج کج پیزا درخطر بود؛ سال ها تلاش کردند و بالاخره موفق شدند تا از خم شدن بیشتر برج پیزا جلوگیری کنند و حالا بگذریم از درآمدی که بابت گردشگری عایدشان می شود، مسئله مهم تر درواقع این احترامی است که به این بنا گذاشتند.

در کشوری که ساختمان های قدیم را خراب می کنند، به زودی آدم ها را هم خراب می کنند و اصالت ها و ریشه ها را هم پایمال می کنند و از بین می برند.

آن وقت ما به راحتی چهارباغ را به این صورت امروز انداختیم که مترو را از زیرش بگذرانیم.

این ها را کوچک نشمارید.

نگویید کیوان غم نان ندارد، نه.

این ها وظیفه من است.

البته همه ما یک نیازمندی های عمومی داریم که باید برای آن تلاش کنیم و دولت نیز وظیفه دارد آن ها را تأمین و شرایط را فراهم کند؛ اما بعد هرکدام از ما یک مسائل شخصی هم داریم.

تمام قبیله من عالمان دین بودند.

دین به معنای شریعت و شریعت یعنی راه، راهی که ما را از بالا به آب می رساند.

بنابراین من به یک خانواده فرهنگی تعلق دارم و باید فرهنگی باشم.

از این ها گذشته من متعلق به یکی از قدیمی ترین محلات اصفهان هستم.

کوی درویشان، محله ای که شاردن در کتابش به آن اشاره می کند و موقعیت آن در خیابان طالقانی کنونی، یا خیابان شاه است.

یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که شهرداری تعویض نام ها بود، آن وقت من نماینده دانشگاه در شورای نام گذاری شهر بودم و به این ها گفتم این اسم شهدا را روی کوچه ها نگذارید.

اول اینکه نام شهید را پایین نیاورید و یک کوچه ی باریک را به نام شهید نام نگذارید.

یک ستون عظیمی بنا کنید و اسم شهدا را روی آن حک کنید و بگذارید این خیابان شاه خیابان شاه باشد.

خیابان درب کوشک را بگذارید درب کوشک باشد، کوچه باقالی فروش ها و پنبه زن ها را بگذارید همین بماند.

این ها شناسنامه های ما اصفهانی هاست.

باری می گویند یکی از شعب دراویش در این خیابان بوده است و شاردن از آن به نام نارون درویشان می نویسد.

این حس هنوز با من هست که درجایی زندگی کرده ام و پرورش یافته ام که در 450 سال قبل عده ای از دراویش به نام دراویش نارونی در آنجا بودند و من یادم است هنوز 10 سالم نشده بود که تقریبا آخرین دراویش را می دیدم که ایام سوگواری و ایام نوروز کنار چهارراه تکیه جمع می شدند، نارنج می آوردند و شعر علی می خواندند و پرده داری می کردند.

این ها همه قابل بحث است.

خود این تکیه؛ تکیه به معنای قبرستان نیست.

هر محله یک تکیه داشته است، جایی بوده که مردم آن محل بر آنجا تکیه داشته اند.

تکیه به معنای تکیه گاه است، همان طور که اصفهان و ایران تکیه گاه من است.

حتی زمانی پول ملی ما هم یکی از تکیه گاه های ما بود.

در سال 1355 که در انگلستان بودم، به اسکاتلند می رفتم که درراه بی پول شدم.

رییس کتابخانه دانشگاهی که در آن تحصیل می کردم با ما همراه بود.

گفت پول ایرانی داری؟ پول تومان ایرانی را گرفت و در بانک روستا در کانتری ساید رُد آن را به ازای هر پوند 11 تومان تبدیل کرد، اما امروز وقتی پول ما ارزش ملی اش را ازدست داده است، دیگر من به خارج نمی روم، برای اینکه می دانم در فرودگاه می گویند شما برو کنار بایست تا تو را بازرسی کنیم! یک مقداری از زندگانی های ما همین ها بوده است و ما با آن ها زنده بودیم و این تکیه گاه هاست که انسان را به زندگی پایبند می کند.

زندگی مگر چیست؟ به قول شاملو زندگی یک اتفاق است اما مرگ یک واقعیت.

یک اتفاق می افتد، پدر و مادر ما ازدواج می کنند و ما به دنیا می آییم، اما مرگ یک امر حتمی است.

این زندگی همین است که هست.

وقتی حافظ می گوید باید انسان نو شود و آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت آنگه آدمی ، خب ما این شعر را باید سرلوحه خودمان قرار دهیم.

پس در زمان حافظ هم او با تمام محدودیت فکری که داشته است با تمام تعلقی که به ایران و شیراز داشت و حاضر نشد دعوت پادشاه بنگال را قبول کند اما قبول داشت که عالمی دیگر بباید آدمی.

شاید تابه حال این تعبیر او را هیچ کس نکرده باشد.

این به نظرم یعنی مدرنیته و نو شدن.

نگرش و نحوه اندیشه اصفهانی های اصیل به نظر خاص و متفاوت می آید و این موضوع بر شکل شخصیتی آن ها تأثیر گذاشته است.

بیشتر طرفدار محافظه کاری اند، نگاهی ژرف بین دارند، آن ها در کار و عمل کم نقص، زیرک، خلاق و تأثیرگذارند.

اصفهانی ها در مواجهه با مدرنیته هم گرچه سختگیر اما اهل بده بستان هستند.

این خصوصیات حتما در گذار از تاریخی طولانی و پرفرازونشیب صیقل خورده و به این شکل درآمده است.

این طور نیست؟ در زمان سلسله صفوی، مرکز عمده دادوستد به ویژه دادوستد ابریشم بود، کالایی که حکم نفت را در تجارت جهانی آن روزگار ایفا می کرد.

اروپایی ها برای خرید ابریشم به اصفهان می آمدند.

در پی آن، ما کم کم روحیه بردگی-فئودالی مان را کنار گذاشتیم و روحیه طبقه متوسط گرفتیم و اهل دادوستد شدیم.

ازاین رو اصفهان نخستین شهری است که مردمش بورژوازی را درک کردند و درواقع اصفهان نخستین شهر ایران بود که در آن طبقه متوسط شکل گرفت و تالرنس و رواداری و اغماض پیدا کردیم.

اخلاق بورژوایی فرقش بااخلاق فئودالی در همین رواداری است.

اصفهان از زمان صفویه یک محله دارد به نام جلفا که ارمنی ها در آنجا زندگی می کنند.

تا 15 سال قبل که به آنجا می رفتیم از درودیوار جلفا بوی ارمنی بودن می بارید، کوچه ای داشتیم به نام جویباره، کوچه ای هم داشتیم به نام کوچه زرتشتی ها.

ما در اصفهان در کنار هم زندگی می کردیم.

ازاین رو ما اصفهانی ها نخستین مردمی هم هستیم که با تفکر غربی آشنا شدیم اما مثل سایر ایرانیانی که بعدها با این تفکرات روبرو شدند، بیش از آنکه مجذوب فکر غربی شویم، شیوه ظاهر زندگی مردم غرب را گرفتیم و بیشتر به دنبال تمدنشان رفتیم تا فرهنگشان.

حال آنکه غرب یعنی مدرنیته، یعنی انسان نو.

کپلر، کپرنیک و کسان دیگری بودند که انسان نو را متولد کردند؛ یعنی انسان بورژوا را.

ما اصفهانی ها نخستین کسانی هستیم که با این تعاریف جدید آشنا شدیم.

در اروپا در قرن چهاردهم و پانزدهم طبقه ای به نام طبقه متوسط پیدا شد و این طبقه تعریف جدیدی برای جهان داشت.

مشکل ما این است که این تعریف جدید را برای دنیا نداریم و به تعریف های گذشتگانمان چسبیده ایم و آن تعریف های گذشتگانمان دیگر به درد نمی خورد.

اینکه می گویم ما ایرانیان نخستین بار با طبقه متوسط در اصفهان آشنا شدیم به این معنا نیست که این طبقه متوسط از 400 سال پیش تاکنون در این شهر دوام و قوام یافته است.

بلکه باید گفت طبقه متوسط سرِ زا رفت؛ گو اینکه شکل گرفته بود.

آن موقع بیشترین مردم اصفهان به هندوستان رفتند، به این دلیل که هندوستان آن زمان تحت سلطه انگلیس ها بود.

کتاب نصرآبادی را بخوانید و ببینید که 90 درصد از ایرانیان که برای کار تجارت به هندوستان رفتند، از اصفهان بودند.

یکی از این ها میرزا جعفرجولا بود که یادگارش در میدان کهنه دردشت مسجدی است به نام حاج محمدجعفر که واقعا دیوانه کننده و زیباست.

بنابراین غرب زدگی ما هم از همان زمان صفویه شروع شد و نخستین شهری که غرب زده شد، اصفهان بود.

به این دلیل که اصفهان پایتخت صفویه بود.

آن موقع هر چیز قشنگ و تمیزی را می گفتند فرنگی؛ عروسک فرنگی، کلاه فرنگی.

ما اصفهانی ها برای نخستین بار با این مطالب آشنا شدیم.

این ها زیربنای اصفهان نوین است؛ یعنی اصفهان قبل از صفویه یک اصفهان دیگری است.

تاریخ معاصرمان از زمان صفویه شروع می شود و گرچه در زمان سلسله صفوی هم تا حدودی خوب پیش رفت اما با سقوط اصفهان به دست محمود افغان همه چیز خراب شد.

از همین زمان که با غرب آشنا شدیم اما عقب افتادگی ما هم کلید خورد.

نه اینکه غرب عامل عقب افتادگی ما شد.

من این حرف شیخ فضل الله نوری را نمی زنم و آن را قبول هم ندارم، بلکه می خواهم بگویم عقب افتادگی ما از وقتی شروع شد که با غرب آشنا شدیم، اما غرب را نشناختیم، فکر کردیم غرب عبارت است از کراوات، عینک، کت وشلوار و این ها که بسته بندی کردند و برایمان آوردند.

به هرحال این ها صحبت از ریشه هاست که درباره اصفهانی بودن می کنم تا بعد به دنبال آن به مسئولیت اصفهانی بودن برسیم.

بنابراین این ها را می گویم که بدانیم اگر ما این راه ها را پشت سر گذاشتیم، معجزه ای اتفاق نیفتاد.

در تاریخ، ما معجزه نداریم.

ما از این طریق بود که با تفکر جدید بورژوایی آشنا شدیم.

اصفهان و تبریز برای نخستین بار در ایران شهرنشینی را مزه مزه کردند.

اصفهان پیش از صفویه را در زندگی شهری اصفهان چطور می بینید؟ در طول تاریخش بیشترین قتل عام ها و کشته ها را داده است.

در کتاب زبده التواریخ راجع به یک جنگ میان آق قویونلوها با یکی از امرای تیموری در اصفهان می نویسند؛ رودخانه زاینده رود با تمام خروشی که دارد از طهارت افتاد.

دیدن این وقایع در روح ما اصفهانی ها اثر کرده و ما یادمان نمی رود که این ها در روح ما حک شده است.

جناب بیهقی می نویسد تاریخ ایران در نوشته ها نیست و در خفایا و زوایا است؛ یعنی در پس پشت علت.

اینکه ما اصفهانی ها دو سه رو داریم، آموزه ای است که تاریخ به ما یاد داده است و این است که اصفهانی ها عمق دارند.

البته آن اصفهانی که در نظر من است؛ آن اصفهانی دیگر امروز وجود ندارد، آن اصفهانی که بیشترین تقیه را داشت؛ مانند زنان امروز که 7، 8 نوع حجاب دارند، آن اصفهانی به این زودی خودش را ظاهر نمی کرد، چون از گذشته دردناکش آموخته بود.

مگر محمود افغان چه کسی بود؟ وقتی مردم اصفهان دیده بودند محمود افغان که کسی مثل ملاعمر رییس امروزی طالبان یا بن لادن بود آمد و شاه سلطان حسین، شاه مردان، کلب آستان علی با آن وضع تاج پادشاهی ایران که ایرانیان چنین مقامی را الهی می دانستند، از سر برداشت و بر سر او گذاشت؛ این ها در مردم اصفهان اثر کرد.

اینکه می گویم ما اصفهانی ها پیچیدگی هایی داریم، این پیچیدگی ها الزاما تمامش هم بد نیست.

ما مجبور بودیم برای بقاء این ها را داشته باشیم.

از تاریخش، اصفهان از آن دسته شهرهایی است که با طبیعتش نیز عجین است.

چه خصلت هایی از اصفهانی ها را وامدار این جنبه اقلیمی شهر می دانید؟ سفرنامه نویسان نوشته بودند اصفهان شهری بزرگ تر از آمستردام و لاهه است.

طبق گفته های خود سفرنامه نویسان تا زمان صفویه لندن جلوتر از اصفهان نبود؛ اما می خواهم بگویم اصفهان فقط معماری اش مهم نبود.

من وقتی شاگرد دبیرستان هراتی بودم از خانه ام می آمدم، از دروازه دولت، چهلستون و میدان شاه رد می شدم، از کنار سی وسه پل می رفتم مدرسه هراتی و رودخانه پر آب بود.

مسیر را تا وقتی که رودخانه زاینده رود آب داشت تا پل چوبی می رفتم.

هرگاه که غم داشتم به یاد وقتی که شاگرد دبیرستان هراتی بودم برای اینکه دوباره شادمانی ام را بازیابم به آن مسیر می رفتم.

اصفهانی آن بود که به کنار بیشه زاران زاینده رود می رفت و زاینده رود هم آب داشت؛ اما به قول محمد حقوقی نگویید زاینده رود خشکید؛ بگویید آن را خشکاندند.

خیلی تفاوت دارد اینکه زاینده رود خشکید بااینکه زاینده رود را خشکاندند.

میهمانان و مسافرانی که می آیند، درمی یابند که این اصفهان دیگر آن اصفهان قدیم نیست و ما اصفهانی ها دیگر آن اصفهانی های قبل نیستیم.

بنابراین نخستین ضربه به اصفهانی بودن که به دنبال یک تعریف کلی از آن هستیم، خورد.

ضربه این است که زاینده رود را از اصفهان گرفتند.

یادم می آید بچه ای کوچک بودم و در تاکسی نشسته بودم.

راننده تاکسی یک کاست از تاج گذاشت تا بخواند، کاست خراب بود و یک جوان آنجا بود و گفت مدتی است که دلم می خواست صدای تاج را بشنوم اما هیچ وقت آن را خوب نشنیدم.

آقایی کنارم بود و گفت می خواهید من بخوانم؟ گفت، شما؟ مرد گفت من تاج هستم و تاج که ازقضا خودش مسافر تاکسی بود و ما او را از نزدیک نمی شناختیم شروع به آواز خواندن کرد.

این ها مردمی بودند و این مردمی بودن در این معنا یکی از ویژگی های اصفهانی ها بود.

هیچ کجای دیگر، این تعابیر را راجع به اصفهانی بودن نمی شنوید.

اینکه می گویید مسئولیت اصفهانی بودن یعنی چه، باید بگویم، مسئولیت اصفهانی بودن یعنی به زمان زیستن، به روز بودن.

این به روز بودن هم از زمان صفویه شروع شد اما داستان فتنه افغان سبب شد این اصفهان 200 سال در فراموشی برود و در پی آن فراموشی هم به خاموشی انجامید و بعدازآن بود که باز در زمان مشروطیت منهای تهران، دو شهر دیگری که در مشروطیت نقش ایفا کردند، اصفهان و تبریز بودند.

ما اصفهانی ها در مشروطیت نقش داریم، سید جمال واعظ پدر محمدعلی جمالزاده که در باغ شاه اعدامش کردند، اصفهانی بود و بسیاری از کسانی که در استبداد صغیر کشته شدند از اصفهان بودند.

حاج امین الضرب که عمده خرج مشروطیت را می داد اصفهانی بود.

این ها را نمی توان نادیده گرفت.

اینکه بعدها مشروطیت از مسیر خودش جدا شد بحث دیگری است اما ما در مشروطیت شرکت داشتیم، در ایجاد تاریخ معاصر ایران که صفویه باشد، سهم ایفا کردیم.

درست است که خطبه شیعه را شاه اسماعیل طی 907 هجری قمری در تبریز خواند اما صفویه در اصفهان صفویه شد.

چرا اصفهان؟ عوارض طبیعی قشنگ داشت و بعد هرچه آدم مهم بود به پایتخت می آمد.

اینجا صحبت از اصفهانی بودن فقط داشتن لهجه اصفهانی نیست.

اصفهانی را خیلی ها به لهجه اش می شناسند اما آن اصفهانی که در نظر من است در نگاه اصفهانی است.

ویژگی عمده در نگاه اصفهانی رواداری بوده است.

در شهر ما سالانه چه بسا ممکن است صدها هزار نفر از خارج بیایند.

کما اینکه در زمان صفویه نیز در زیر دروازه قیصریه اصفهان 13 ملیت در بازار کار می کردند.

بالای قیصریه اصفهان دو تصویر است یکی تصویر جنگ ایران با ازبکان و تصویر دیگر یک جلسه فرنگی است.

یعنی خانواده ای اروپایی که زن و مرد نشسته اند، بالباس فرنگی و احتمالا در حال نوشیدن و گپ وگفت! وقتی ما اصفهانی ها این نقاشی های فرنگی را می دیدیم، این تأثیری می گذاشته که حالا فیلم ها و تصاویر تلویزیونی می گذارند.

آن زمان این نقاشی های بسیار جالبی بود.

همین نقاشی را کسی به نام فان هاسلت هلندی کشیده است.

این تصاویری که بالای قیصریه بوده است روی مردم تأثیر می گذاشت.

می توان برای اصفهان عصر صفوی، که از بزرگ ترین و مهم ترین شهرهای آن زمان جهان بود و ملیت های مختلفی در آن در تعامل بودند و تجارت دست بالا را داشت و مردم در یک رواداری مذهبی در کنار هم زندگی می کردند، اعتباری قائل شد که در ایجاد جهان مدرن سهم داشته است؟ آیا ما در مدرنیسمی که از اوایل قرن هفدهم در حال شکل گرفتن بود، مشارکت داشتیم؟ چرا این فکر در سر شما پیدا شد که ما چه سهمی در مدرنیته داشتیم؟ اصلا ما حق طرح چنین سؤالی را نداریم.

ما باید بپرسیم چه سهمی در ویرانی مدرنیته داشته ایم؟ برای اینکه ما چیزی به نام تحول تاریخ نداریم، حتی ما در برابر شریعت، طریقت را درست کردیم خیلی هم به آن می نازیم.

ما بزرگ تر از مولوی و شیخ عطار که نداریم اما کتاب شیخ عطار؛ تذکره اولیا را که می خوانید خنده تان می گیرد.

مشکل ما این است که در دل اندیشه هایی که داریم، نرفته ایم.

مدام گفته ایم آقای کیوان خیلی مهم است، ولی باید شما با آقای کیوان سفر کنید و ببینید او هم آدمی است مانند دیگر آدم ها و فرقی با دیگران ندارد.

مشکل ما این است که ما ذهنمان پر از تابو است.

ما در درجه نخست باید جسارت گذشتن از حدومرزهای ذهنی خود را می داشتیم تا به مدرنیته برسیم.

ولی حاضر نیستیم از این تابوهای ذهنی عبور کنیم.

حتی در دوره هایی از تاریخ معاصر که فرصت آزاداندیشی را داشتیم، جوانان ما به بیراهه رفتند.

ما اصلا قالب ذهنمان مدرنیته نیست.

زمانی دیدم شکوفه های درخت وسط خانه خراب است، آن ها را چیدیم.

سال بعد دوباره دیدم شکوفه هایش خراب است گفتم تنه را می برم.

بعد دوباره دیدیم بازهم جوانه ها خراب درآمد، بعد درخت را از ریشه درآوردم و درخت دیگری کاشتم.

بازهم آن درخت شکوفه هایش خراب شد و تازه فهمیدم مشکل از خاک است.

ما مدرنیته خراب کن هستیم، ما در تخریب استاد هستیم.

ما پارلمان و مجلس شورا را در زمان محمدعلی شاه آوردیم اما چه کار کردیم، دانشگاه را چه کردیم، موبایل را آوردیم و ببینید چه بلایی سر موبایل آوردیم.

بیشتر اختلافاتی که بین افراد در زندگی زناشویی وجود دارد از همین موبایل ها سرچشمه می گیرد.

ما به قول بیهقی ملت نصف و نیمه هستیم و تا آخر راه نمی رویم.

چرا نصف و نیمه؟ علت جامعه شناسانه دارد؛ برای اینکه اگر بخواهم همه خودمان را نشان بدهم او فرار می کند و می رود.

مجبور هستیم آرام آرام چیزهایی بگوییم تا با ادبیات آشنایش کنیم.

مثل این است که شما در کویرلوت بروید و بخواهید آنجا پرتقال بکارید؛ ما قالب مدرنیته را نداریم.

در زمان صفویه ما تالرنس و رواداری پیدا کردیم، این رواداری مال قبل هم بوده است، به خاطر اینکه اصفهان چندین بار پایتخت ایران بوده است و متأسفانه جایی که پادشاه بوده است جامعه دوقطبی می شده؛ یعنی پولورایز می شده و عده ای به قدرت می چسبیدند و عده ای در برابر قدرت می ایستادند.

آدم ها در شهرهای دیگری، غیرازآنکه قدرت حاکم و پادشاه در آن باشد؛ در یک سطح هستند.

علت اینکه اصفهان دچار چنین تحولات عظیمی می شود آن است که چندین دوره پایتخت بوده است؛ اما اینکه بگوییم اصفهان سهمی در مدرنیته دارد اصلا این طور نیست.

ما موانع آزاد اندیشی داریم.

من یک مقطع کوتاه در زمان شاه عباس بود.

نه یک روند ادامه دار 500 ساله.

از نگاه من، که البته پافشاری ای هم روی آن ندارم، در طراحی اصفهان صفوی و مفاهیمی که برای مثال در طرح ریزی چهارباغ بوده نوعی مأموریت اجتماعی نو و نوگرایی را می بینیم که در راستای همان مباحث رواداری است.

نقش جهان و غیره.

این ها یک مقوله است و تفکر هم مسئله ای دیگر.

در اول صحبت هایم گفتم.

آندره مالرو در کتاب ضد خاطرات، اصفهان و ونیز را مقایسه می کند، می خواستم تو را از این مسئله به دربیاورم که از اساس در شکل شهرسازی تنها چیزی که ما از امپراتوری رم شرقی گرفتیم، قیصریه بود که نام اصلی اش قیصاریه است و منصوب به قیصر.

وقتی ما ازنظر شهرسازی صحبت می کنیم، باید گفت ایده اصفهان را شاه عباس از هرات گرفت.

من منتقد کسانی هستم که می گویند مکتب اصفهان.

ما مکتب اصفهان نداریم.

شاه عباس 18 سال در هرات بود و بعد از هرات به قزوین رفت.

با خودش از هرات آدم هایی مانند استاد بهزاد که آدم بزرگ و نقاش برجسته ای بود را آورد.

می دانید که ما اجازه پرتره ساختن و مجسمه سازی نداشتیم.

این ها کاری به مدرنیته ندارند.

هرات که شهری استثنایی بود.

هرات هم چهارباغ دارد و هم مسجد جامع.

شاه عباس تصوری از هرات داشته و می خواسته این تصور را در ایران پیاده کند.

جستجو کردند و متوجه شدند هیچ کجا بهتر از اصفهان نیست؛ اما اصفهانی که شاه عباس آمد شهری بود که 60 هزار نفر جمعیت داشت، عمده جمعیتش در قتل عام ها کشته شده بودند، اما رودخانه اش آب داشت.

ازاین رو به اصفهان اگر نتواند رودخانه اش را احیا کند، که چنین هم از ظواهر امر برمی آید، امیدی نیست.

این است که معماری اصفهان مال هرات شرقی است.

فقط قیصریه از معماری غرب است ولی همان موقع سفیری به نام موسی بیگ داریم که شاه عباس او را به هلند فرستاد، سفیر دیگری هم به ونیز رفت.

هرچه ابریشم بود را این ها می فروختند و همان جا خرج عیاشی می کردند و به قول عالم آرای عباسی به دنبال لولی وشان قشنگ فرنگ بودند؛ اما این آقایان سفرا یک کلمه از غرب برای ما نیاوردند.

درحالی که کمپفر، تاورنیه و دیگرانی که از غرب به ایران می آمدند تا کوچه پس کوچه های اندیشه و زندگی ما را می دانستند.

در زمان فتحعلی شاه، او سفیر ایران در استانبول را به انگلستان می فرستد.

با این دستور که برو ببین لندن پایتخت انگلستان است و یا انگلستان پایتخت لندن؟ بعد هم ببین آن ها چند ایل هستند و ببین آیا می توانی مسلمانشان کنی؟ درحالی که همان موقع ناپلئون برای او نامه ای نوشته و شناختی که ناپلئون از نادر به دست می دهد ما ایرانی ها از نادر نداریم.

ما تا انسان ها را زمینی نکنیم و از آن ها تقدس زدایی نکنیم نمی توانیم به جایی برسیم.

این پرسش شما که می گویید ما چه سهمی در مدرنیته داشتیم از اساس اشتباه است.

شاه عباس آمد تجار تبریزی را به اصفهان آورد.

چرا تبریز؟ چون تبریز نزدیک حلب بود و آن ها با تاجران حلب، کار می کردند و حلب، آن زمان مرکز تجارت جهان مانند نیویورک امروز بود.

محله عباس آباد اصفهان نام دیگرش تبریز آباد است، یا تبریز نو.

می بینیم که کوچه های این محله، مثل آذر و اردیبهشت و تاج، همچون کوچه های جلفا صاف است، پیچ وخم ندارد.

این ها نشانه طبقه متوسط است.

تبریزی ها فکرشان فکر اقتصادی است، طبقه متوسط هستند.

این است که الآن تنها محلات تاریخی اصفهان که کوچه هایش صاف است عباس آباد و جلفا است.

برعکس جوباره که مثلا کوچه 11 پیچ دارد.

این نوع از شهرسازی، ذوق و شوق طبقه متوسط است.

طبقه متوسط نمی آید دژ یا قلعه بسازد.

ما تنها قدم هایی که در مدرنیزاسیون برداشتیم، در دوره رضاشاه بود.

در آن دوره بود که دانشگاه و وزارتخانه درست کردیم، یا دادگستری راه انداختیم.

ما نیاز به نهادسازی داریم نه حزب سازی.

ما نهاد می خواهیم.

دانشگاه یک نهاد است؛ نه خود ساختمان دانشگاه، بلکه تفکر دانشگاهی مهم است.

درواقع فکر کردن، نطفه اصلی مدرنیته است.

من از شما دعوت می کنم که شاگردی کنید، همچنانکه من در این سن 78 سالگی هنوز کار می کنم، مطالعه می کنم و هنوز به خودم انتقاد دارم.

به هرحال من اینجا اندکی از تجاربم را گفتم و منظورم این نیست که مثل من فکر کنید.

من متعلق به زمانه دیگری هستم، نه این زمانه اینترنت و تلفن های هوشمند، که در این دنیا من بی سواد محسوب می شوم! وقتی من لیسانسم را گرفتم و برای تدریس به بندرعباس رفتم، نخستین لیسانسی بودم که به اداره فرهنگ بندرعباس رفته بود.

زمان مرحوم دکتر هنرفر، دانشکده تاریخ دانشگاه اصفهان هر 10 سال به 10 سال، فقط یک فارغ التحصیل دکترای تاریخ بیرون می داد؛ اما الآن بلایی بر سر دانشگاه های ما آورده اند که در خبرها خواندم 100 هزار نفر با مدرک دکترا در ایران بیکار هستند! این انسان است که تحقیر می شود.

من به خیلی از دانشجویانم می گفتم بعد از لیسانس بروند به همان مشاغل خانوادگی شان ازجمله کشاورزی ادامه دهند.

خب گوش نمی دادند و حالا با دکترا برگشته اند سرِ زمین و آبیاری می کنند و مثلا سرِ زمین به آن ها می گویند که آقای دکتر، واره را ببند! (با خنده.

) مارکس در کتابی به نام هجدهم برومر لویی بناپارت می گوید: هگل درجایی گفته همه رویدادها و شخصیت ها در تاریخ، گویی دو بار رخ می دهند، اما وی فراموش می کند که اضافه کند: نخست به صورت تراژدی، بار دوم به صورت کمدی.

مثلا جنگ های رسول الله جدی و تراژیک بوده اما بعدها محمود افغان یا صدام حسین به نام اسلام می خواهند اسلام را در کاخ کرملین ببرند، این می شود، کمدی.

مسئله دیگر که باید به آن توجه داشته باشیم، دیالکتیک است که هر امری با ضد خودش متولد می شود.

من از گذشته اصفهان کمی صحبت کردم ولی اصفهان آینده چه خواهد شد، مبحث دیگری است و بر ما پوشیده.


کلید واژه ها: اصفهان - اصفهانی - دانشگاه - ساختمان - مفهومی - انگلستان - تاریخ - جمهوری اسلامی - دکتر - ساختمان سازی - فرهنگ - زندگی - الکترونیک - لندن - ساختمانی - شیمی - تکنولوژی - مهدی - نیوکاسل - اسلامی - فرهنگی - خیابان - مدیریت - جمهوری - موبایل - معماری - انگلیس - نوروزی - انسان - گزارش

آخرین اخبار سرویس:
برکناری طهرانچی شایعه است

پاورپوینت معرفی شغل استاد دانشگاه

جدیدترین رتبه بندی علمی منتشر شد/ دانشمندان ایرانی رتبه نخست هوا فضا در آسیای غربی

اعتراض دانشگاهیان و متخصصان به ازسرگیری پروژه انتقال آب بهشت آباد

لاک پشتی که پاهای مصنوعی دارد/ عکس

مهاجرت دانشجویان کاهش یافته است

اتوبوس تیم ملی واقعا مسافرکشی می کند؟

سفر استانی معاون علمی و فناوری رییس جمهور به شهرستان کاشان

پاورپوینت-کارگاه آموزشی مقاله نویسی

پاورپوینت انواع بتن های جدید

دانشگاه تبریز 15 واحد درسی در ترم تابستانی 98 ارائه می کند +جرییات

دانشجویان دانشگاه اصفهان خواستار خروج پژوهشگاه شاخص پژوه از این دانشگاه شدند

پژوهش های دانشگاهی باید به حل مسائل منجر شود

دانشگاه علم و صنعت در جمع سه دانشگاه برتر کشور قرار دارد

رییس دانشگاه اصفهان:براساس مقررات وزارت علوم، فعالیت آموزشی شاخص پژوه ممنوع است

پاورپوینت معرفی رشته های دانشگاهی مهندسی

معاون وزیر: تفکیک جنسیتی مد نظر وزارت علوم نیست

تقویم آموزشی ترم تابستان دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی منتشر شد

وزارت علوم تفکیک جنسیتی را مد نظر ندارد

کنگره مشاهیر کرد فرصتی برای معرفی دستاوردهای آموزشی و پژوهشی است

رشته های نوآورانه در دانشگاه جامع علمی و کاربردی ایجاد می شود

7 تن یونجه از اراضی مزرعه آموزشی دانشگاه آزاد شهرکرد برداشت شد

حمایت دولت از شرکت های دانش بنیان در حوزه فرش ماشینی

اولین تصویر دقیق از حلقه های اورانوس

مقاله دانشجوی دانشگاه شریف در کنفرانس STOC ارائه می شود

«غایه المنی» به بازار کتاب می آید

پاورپوینت نمونه گیری در حسابرسی و سایر روشهای انتخاب اقلام برای آزمون

سهمیه 5 درصدی مازاد کنکور برای بلایای طبیعی ابلاغ شد

خلا پیوند میان دانشگاه و صنایع قزوین رفع شود

پاورپوینت محافظه کاری درحسابداری

پاورپوینت خانه هنسلمن - مایکل گریوز

خلا ارتباط میان دانشگاه و صنایع قزوین مرتفع شود

بذل و بخشش دانشگاه آزاد از جیب دانشجویان؛ 330 سکه برای روسای واحد های دانشگاه و مسئولین نهاد نمایندگی رهبری!+جوابیه دانشگاه آزاد

هیأت رییسه باید به نمایندگان احترام بگذارد

دانشکده حقوق دانشگاه فردوسی برای کاهش معضلات حقوقی اعلام آمادگی کرد

نباید از صدای دانشجو بترسیم/ تشکل ها برای حل مشکلات راه حل بدهند

طرح ورود دانشجو معلمان پس از دو سال به کلاس درس منتفی شد

پارک علم و فناوری کاشان افتتاح شد

ارتقای سطح پژوهشی دانشگاه ها اولویت وزارت علوم است

45 دانشجوی خارجی در همدان آموزش بهکاپ دیدند

انجمن های دانشجویی برای مشکلات کشور راه حل ارائه کنند

مسئول جدید بسیج دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی معرفی شد

210 دانشجو از «سهمیه استعداد های درخشان» دانشگاه علامه طباطبایی استفاده می کنند

روحانی در جلسه فردای شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت می کند

تسهیلات بنیاد نخبگان به دانشجویان مستعد در سال تحصیلی جدید/اعلام زمان ثبت نام

جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور رییس جمهور برگزار می شود

مسئول جدید بسیج دانشجویی دانشگاه صداوسیما معرفی شد

استخدام وزارت علوم (خبر استخدام جدید)

دانشگاه های تک جنسیتی رونق پیدا کند

دانشگاه تهران تابستان تعطیل نیست

مهلت ثبت نام در آزمون دانشنامه تخصصی دندانپزشکی تمدید شد

گسترش همکاری علمی دانشگاه علم و صنعت با دانشگاه جیائوتونگ چین

ستاد توسعه فناوری های فضایی و دانشگاه آزاد اسلامی تفاهم نامه همکاری امضاء کردند

واکنش دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به اتفاقات تالار ابوریحان بیرونی / عامدانه یا نتیجه بی کفایتی مدیریتی؟

انتصاب اعضای کمیته بزرگداشت هفتادمین سال تاسیس دانشگاه فردوسی

واکنش دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به اتفاقات تالار ابوریحان بیرونی/این اتفاقات عامدانه است یا نتیجه بی کفایتی مدیریتی

بذل و بخشش دانشگاه آزاد از جیب دانشجویان؛ 330 سکه برای روسای واحد های دانشگاه و مسئولین نهاد نمایندگی رهبری!

سند راهبردی توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور ابلاغ شد

فرومون های جنسی حشرات برای مبارزه با آفات گیاهی تولید شد

امضای تفاهم نامه همکاری علمی دانشگاههای حکیم سبزواری و پاریس 13

همایش بسیج اساتید

کارگاه دانش افزایی مطالعات میان رشته ای در پژوهش دینی برگزار می شود

استخدام کارمند اعزام دانشجو در موسسه معتبر در تهران

افتتاح مرکز رشد فناوری دانشگاه فنی و حرفه ای کاشان

پیگیری بنیاد ملی نخبگان برای برگرداندن نخبگان

مرکز ملی فناوری های ورزشی پژوهشگاه تربیت بدنی از توسعه استارت آپ های ورزشی حمایت می کند

دانشگاه صنعتی جندی شاپور و معاونت علمی ریاست جمهوری تفاهم نامه همکاری امضا کردند

نیازمند فهم جدید در حوزه اندازه شناسی هستیم

استخدام حسابدار با تحصیلات کارشناسی در تهران

باید دانش اندازه شناسی توسعه پیدا کند

دانشگاه فرهنگیان از طریق کنکور 25 هزار دانشجو معلم جذب می کند

اولین نور قطبی شده حاصل از انفجار پرتو گاما، رصد شد

استخدام کارمند اداری خانم با بیمه و مزایای وزارت کار در تهران

استخدام کارشناس کامپیوتر در زمینه محتوا گذاری در شبکه اجتماعی

نشست مطبوعاتی رییس کل دادگستری استان خوزستان

دانشجویان و بازار کار

دانشگاه علوم پزشکی ایران ترم تابستانه برگزار می کند

سیزدهمین دوره کشوری تخصصی غرب شناسی «منادیان حکمت» در تهران برگزار می شود

طرح 3 ساله کردن آموزش دانشجو معلمان در دست بررسی

کانون بسیج اساتید به عنوان کانون برتر معرفی شد

پذیرش طرح متخصص جورپایان دریازی ایران در پروژه مشترک وزارت علوم و موسسه لایبنیتز آلمان

بودجه اختصاصی وزارت علوم به دروس عملی ناچیز است/آغاز‬ طرح آمایش رشته ها

جذب دانشجوی خارجی در دانشگاه غیر انتفاعی منوط به مجوز وزارت علوم است

سند راهبردی توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور ابلاغ شد

ضرورت اصلاح آیین نامه نشریات دانشجویی/ بودجه فرهنگی باید شفافیت داشته باشد

استخدام حسابدار دارای مدرک لیسانس مرتبط با حسابداری-تهران

آزمون بسندگی زبان انگلیسی دانشجویان دکتری دانشگاه اصفهان برگزار می شود

دانشگاه علامه میزبان همایش بین المللی اربعین می شود

کتابخانه ای به شکل سفینه فضایی

کتابخانه ای به شکل یک سفینه فضایی

مقطع ارشد زیست شناسی دریا به لیست رشته های دانشگاه هرمزگان اضافه شد

شناسایی وال های قاتل استرالیا از روی لهجه

2 مرکز دندانپزشکی غیرمجاز در خرم آباد پلمب شد

نخستین محصولات تجاری کشاورزی دانشگاه آزاد کرج وارد بازار شد

لاکپشتی با پا های مصنوعی

متقاضیان ادامه تحصیل در مقطع دکتری خارج از کشور صرفا در دانشگاه های «گروه الف» ثبت نام کنند

دانشگاه فرهنگیان 25 هزار دانشجو معلم جذب می کند

استخدام حسابدار مسلط به پروژه های ساختمانی در تهران

برکناری طهرانچی از ریاست دانشگاه آزاد شایعه است

برگزاری سلسله نشست های قرآن پژوهی در لندن

به دنبال تعریفی از مفهوم اصفهانی بودن

به دنبال تعریفی از مفهوم اصفهانی بودن