رسانه سوم:بزرگ ترها حرف ما را نمی فهمند/منوچهر احترامی
آن موقع که تازه زبان بازکرده بودم، یک روز دوست بابا آمد به خانه ما./ من توی بغل بابا نشسته بودم و به دوست بابا نگاه می کردم. دوست باباهم به من نگاه می کرد.