پانصدنودهشت:وقتی رگ غیرت می خشکد + عکس سرمای هوا رمقی برایش نگذاشته بود، اعتیاد با او کاری کرده بود که توان سر تکان دادن را هم نداشت اما فقط وقتی اشک توی چشمش حلقه زد که یاد عزیزترین موجود زندگیش افتاد که حالا به خاطر اعتیاد از دست دستش داده و توی بهزیستی مانده بود.