حيات:گفتگو با بازمانده بمب اتم: هیروشیما قربانی ...
به یکباره نورگیر درخشید همه چیز تاریک و روشن شد.از خانه خارج شدم و بدنبال مادرم گشتم، زخمی بودم زیر آوار.سر و گردن و چشمهای زنی را دیدم که ...