
ملّاحِ واژه های شناور / نگاهی به مجموعه شعر «رؤیابازی»روح اله مهدی پورعمرانی مجموعه ی رؤیابازی سی وسه شعر را در خود جای داده است که باتوجه به تاریخِ پای شعرها، گویا گُزیده ای از شعرهای سروده شده در سال های 1392-1384 را دربرمی گیرد!می توان شعرهای این کتاب را خواند و از آنها لذّت برد. می توان این شعرها را خواند و هیچ نگفت و ننوشت، مثل بیشترِ وقت ها. می توان پس از خواندنِ این شعرها مثلِ پس از خواندنِ مجموعه ی تاول حکایت راه است - قلم دوانی کرد و از این طریق، شعرهای این کتاب را تحویل گرفت! و برای شاعرِ این شعرها کمی وقت گذاشت و نظر داد؛ با این امید که می خوانَد و در کتاب های آینده به کار می گیرد. در این نوشتارِ کوتاه، می خواهم به شیوه ی خودم با این مجموعه روبه رو شوم؛ یعنی قاعده ی نقد آکادمیک را در برخورد با این شعرها به کار نبرم. شیوه ای خودمانی که زبانِ یک خواننده ی علاقه مندِ شعرهای امروز را بازتاب می دهد. پس بگذارید با شعر پیش برویم. از شعرِ نخست که ساخت و زبانی قُدَمایی تر دارد و غزلی است با نوعی عدم رعایت تساوی طولی مصراع ها و. که بگذریم، به شعری که نام مجموعه از آن گرفته شده است یعنی همان رؤیابازی می رسیم. شاعر از حروفِ نامِ یک زن استفاده می کند و نگاه و نزدیکی روحی اش را با او در قامت گزاره ها، به زیبایی بیان می کند: [ ش را نگه می دارم/ برای وقتی که شرشر باران را کم دارم/ در ه دو پنجره است/ برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |