
جایگاه مردم باید در ادبیات جنگ ما پر رنگ تر باشد / سهم کم ادبیات روشنفکری از ادبیات دفاع مقدسطهورا میرزایی زاده؛ کردستان آشوب زده در روز های آخر تیر ماه 1358 وقتی که خبر بریده شدن سر چند سردار بومی در مریوان به گوش تمام کشور می رسد؛ - بخشی از این مسئله بعد ها -خواسته یا ناخواسته- محدود شد؛ چون روایت های رسمی در این قضیه پررنگ شدند. اگر انقلاب و جنگ ما یک جنگ مردمی است، طبیعتاً باید جایگاه مردم و جایگاه ادبیات مردمی پررنگ تر می بود. این اتفاق به مرور کم رنگ شد و در ادامه روایت رسمی بر روایت غیررسمی غلبه پیدا کرد. به عبارت دیگر، روایت های مردمی در ادبیات دفاع مقدس و همچنین زاویه نگاه جریان روشنفکری به جنگ، رنگ باخت. این دو روایت متفاوت، یا از سوی صاحبان واقعه روایت می شد و یا از ذهن و زبان کسانی که به نظر حاکمیت نسبتی با جنگ نداشتند. ناگزیر روایت غیررسمی، جایگاه متمایز خود را اندک اندک از دست داد. چیزی که این قضیه را تا حدودی جبران کرد، تاریخ شفاهی بود. به این دلیل که در مستندنگاری ناچار به بیان جزییات حوادث ملتزم هستیم و این مقوله از دل واقعه روایت می شود؛ مثلاً در حس وحال حضور پرستاران و امدادگران زن، نمونه های خوبی داریم به سان کفش های سرگردان (سهیلا فرجام فر)، دختران اُ. پی. دی (لیلا محمدی)، خاطرات ایران (شیوا سجادی) و . برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |