
سرهنگ گفت سرباز شما هستیمسوپروایزر یکی از بیمارستان های شمال کشور روایتی منحصر به فرد از حمایتهای مردم شهرش دارد؛ از کمک های جالبی که درست در سخت ترین روزها، هر کدام یک جور دلگرمشان کرد و خستگی را از تنشان تکاند. - گروه سلامت خبرگزاری فارس- سیده راضیه حسینی: همه می دانستیم کرونا، دیر یا زود پایش به ایران ما هم باز می شود و وقتی آمد، خیلی زود تمام زندگیمان را تحت تاثیر قرار داده است. اما برای پرستارها و کادر درمانی همه چیز خیلی فرق می کرد؛ آن ها از همان لحظه اول، درست وسط ماجرا قرار گرفتند. حتی شاید فرصت نکردند قبل از ورود به قرنطینه و شروع روزهای سخت پشت سر هم، یک دل سیر خانواده شان را ببینند. حالا این روزها برایشان سخت و نفس گیر می گذرد، اما دیگر خانواده ای دارند به بزرگی مردم ایران که هرطور بتوانند، می خواهند باری از روی دوش این سفیدپوشان دوست داشتنی بردارند. مریم توانا یکی از پرستارهایی است که در بیمارستانی در شمال کشور، که از اولین روز ورود کرونا به کشور درست در وسط میدان بوده و روایتی خواندنی از مهر مردمی دارد که سختی این روزها را برایشان کمتر کرده اند. از استرس تپش قلب و درد معده گرفته بودیم تقریبا پنجم اسفند بود که بیمارستان ما به عنوان مرکز کرونا وارد مرحله کاری جدیدی شد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |