
درنگی بر طلاق های تصادفیاز یک زمانی به بعد دیدن جسم بیمارش بر روی تخت شکنجه روح و روانم شده بود هیچ کلمهای نمی گفت جز فحش و ناسزا و آن زمانیکه عصبانی نبود بین ما سکوتی عمیق حاکم بود هنوز هم عبارت آشغال ها را بیرون بگذار! حالم را بد می کند زیرا برای مدتها این جمله، تنها گفت گوی بین ما بود. اینها بخشی از صحبت های زنی 38 ساله است. مهین در پاسخ به این پیشنهاد که بهتر نبود به جای جدایی؛ پرستاری برای همسرت می گرفتی تا خانواده باقی بماند گفت: قابل گفتن نیست؛ گاه پرستاری مستدام از یک بیمار یا بودن و دیدن همسر بیمار و عصبانی که با همه طلبکارانه برخورد می کند، به هیچ وجه قابل تحمل نیست و فقط ترجیح می دهی از آن وضعیت فرار کنی و بس! این بانوی میانسال که اینک بعنوان سرپرست خانوار و صاحب فرزند نوجوانی هم هست می گوید: اینگونه عزت نفس بیشتری دارم ؛ قبول دارم دخترم اگر در خانواده و کنار پدرش زندگی می کرد از نظر عاطفی کامل تر می شد ولی منم نیز کم نمی گذارم و در این شرایط سخت زندگی های امروزی بیرون کار می کنم تا کم نیاوریم هر چند این روزها با گرانی بنزین شرایط کار سخت تر هم شده است . او می گوید: ما زندگی خیلی خوبی داشتیم همسرم راننده بود تا اینکه بر اثر یک تصادف دچار از کارافتادگی شد و همین سختی ها و مشکلات ما را از نظر مالی و اقتصادی و روحی و روانی هزاران برابر کرد با این برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |